missive

[ایالات متحده]/ˈmɪsɪv/
[بریتانیا]/ˈmɪsɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نامه یا سند رسمی؛ نامه، پیام نوشته شده

adj. ارسال شده

عبارات و ترکیب‌ها

official missive

نامه رسمی

confidential missive

نامه محرمانه

urgent missive

نامه فوری

جملات نمونه

She received a missive from her long-lost friend.

او نامه‌ای از دوست گمشده‌اش دریافت کرد.

The king sent a missive to his subjects.

شاه نامه‌ای به رعایایش فرستاد.

The missive contained important information about the upcoming event.

نامه حاوی اطلاعات مهمی در مورد رویداد آینده بود.

He penned a missive to express his gratitude.

او نامه‌ای نوشت تا قدردانی خود را بیان کند.

The missive was written in a formal tone.

نامه با لحنی رسمی نوشته شده بود.

She sealed the missive with a wax stamp.

او نامه را با مهر موم موم باطل مهر کرد.

The missive was delivered by a messenger on horseback.

نامه توسط یک پیک سوار بر اسب تحویل داده شد.

The missive was addressed to the council members.

نامه به اعضای شورای شهر ارسال شده بود.

The missive outlined the terms of the treaty.

نامه شرایط معاهده را شرح داد.

He waited anxiously for a response to his missive.

او با اضطراب منتظر پاسخ به نامه‌اش بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید