note

[ایالات متحده]/nəʊt/
[بریتانیا]/noʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رکورد نوشته شده یا چاپ شده از اطلاعات؛ یک قطعه پول کاغذی

vt. برای ثبت چیزی؛ برای توجه به.

عبارات و ترکیب‌ها

take note

توجه داشته باشید

music note

نت موسیقی

doctor's note

یادداشت پزشک

bank note

یادداشت بانکی

please note

لطفا توجه داشته باشید

of note

قابل توجه

editor's note

یادداشت ویراستار

note on

یادداشت درباره

take note of

توجه به

lecture note

یادداشت سخنرانی

explanatory note

یادداشت توضیحی

note down

یادداشت کنید

make a note

یادداشت کنید

promissory note

وجه تعهد

personal note

یادداشت شخصی

note book

دفترچه یادداشت

thank-you note

یادداشت تشکر

debit note

یادداشت بدهی

advice note

یادداشت مشورت

taste note

یادداشت طعم

high note

نت بالا

جملات نمونه

the fresh note of bergamot.

یاد تازه برgamot

pin a note on the door.

یک یادداشت روی در بچسبانید.

leave a note for sb.

یادداشتی برای کسی بگذار.

a note of self-satisfaction

یادداشتی از خودپسندی

the clear note of a cardinal.

واضح بودن صدای یک کاردینال.

an open note on a trumpet.

یک نت باز در یک ترومپت.

note payable on demand

وجه قابل پرداخت عند الطلب

a note payable on demand.

وجه قابل پرداخت عند الطلب.

not one bum note was played.

هیچ نت نامناسبی نواخته نشد.

she left a note for me.

او یک یادداشت برای من گذاشت.

see note iv above.

به یادداشت iv بالا مراجعه کنید.

the notes of a journey

یادداشت‌های یک سفر

Pass the note along.

یادداشت را به اشتراک بگذارید.

Nothing of note happened.

هیچ اتفاق مهمی نیفتاد.

quietly took note of the scene.

به آرامی صحنه را به یادداشت گرفت.

نمونه‌های واقعی

None of our passengers can change this note.

هیچ‌کدام از مسافران ما نمی‌توانند این یادداشت را تغییر دهند.

منبع: New Concept English: British English Version, Book 1 (Translation)

Do you review your notes afterwards then?

آیا بعداً یادداشت‌های خود را بررسی می‌کنید؟

منبع: Past English CET-4 Listening Test Questions (with translations)

I'm making good on my promissory note.

من در حال انجام تعهد یادداشت بدهی خود هستم.

منبع: Yale University Open Course: Death (Audio Version)

The indictment quotes a note allegedly from Tsarnaev.

اتهام‌نامه نقل‌قولی از یادداشتی که به‌زعم از تسارنایوف است، دارد.

منبع: NPR News July 2013 Compilation

So just make a note of it.

پس فقط آن را یادداشت کنید.

منبع: Engvid Super Teacher Selection

Sometimes you'll have related tasks and notes.

گاهی اوقات کارهای مرتبط و یادداشت‌هایی خواهید داشت.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

The Easter Bunny left you the note?

خرس پسا، یادداشت را برای شما گذاشت؟

منبع: The Ellen Show

Boris Johnson today struck a defined note.

بوریس جانسون امروز لحنی مشخص داشت.

منبع: BBC Listening September 2019 Collection

Anyway, a note on spelling and pronunciation.

البته، یادداشتی در مورد املا و تلفظ.

منبع: Learn English by following hot topics.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید