model

[ایالات متحده]/ˈmɒdl/
[بریتانیا]/ˈmɑːdl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نمایش یا مثال برای تقلید یا مقایسه؛ شخصی که برای نمایش لباس‌ها استخدام شده است؛ یک استاندارد یا مثال برای پیروی؛ یک سبک خاص
vt. تقلید کردن یا شبیه‌سازی کردن؛ شکل دادن یا قالب‌بندی کردن
vi. به عنوان مدل مد کار کردن؛ ایجاد یک نمایش
adj. به عنوان یک مثال برای پیروی عمل کردن؛ استفاده شده برای مقاصد مدل‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

role model

الگو

fashion model

مدل مد

modeling career

مسیر مدلینگ

model agency

آژانس مدلینگ

mathematical model

مدل ریاضی

utility model

مدل کاربردی

new model

مدل جدید

mathematic model

مدل ریاضی

evaluation model

مدل ارزیابی

dynamic model

مدل پویا

simulation model

مدل شبیه‌سازی

finite element model

مدل اجزاء محدود

business model

مدل کسب و کار

theoretical model

مدل نظری

system model

مدل سیستم

prediction model

مدل پیش‌بینی

model test

آزمون مدل

teaching model

مدل آموزشی

numerical model

مدل عددی

physical model

مدل فیزیکی

optimization model

مدل بهینه‌سازی

development model

مدل توسعه

data model

مدل داده

mechanical model

مدل مکانیکی

جملات نمونه

a model of an airplane

یک مدل از یک هواپیما

a model railway layout.

یک طرح‌واره ریلی مدل.

a model airplane kit.

یک مجموعه هواپیمای مدل

Mattie is a model of rectitude.

متی الگویی از درستکاری است.

a model for a war memorial

مدلی برای بنای یادبود جنگ

a model train bug.

یک اشکال در قطار مدل.

This student is a model of diligence.

این دانش‌آموز الگویی از کوششی است.

The model is as big as life.

مدل به اندازه زندگی بزرگ است.

a model of St Paul's Cathedral.

مدلی از کلیسای جامع سنت پل.

She models in clay.

او با خاک رس مدل‌سازی می‌کند.

a clay model ready for casting.

یک مدل خاک رس آماده برای ریخته گری

Bony models and gaudery.

مدل های استخوانی و گودری

to model animals in clay

مدل کردن حیوانات با خاک رس

It is possible to model such a system mathematically.

امکان مدل‌سازی چنین سیستمی به صورت ریاضی وجود دارد.

The model was posing carefully.

مدل با دقت ژست می‌گرفت.

a model of generative grammar; a model of an atom; an economic model.

مدل دستور زبان مولدی؛ مدل یک اتم؛ مدل اقتصادی.

نمونه‌های واقعی

A famous architect constructed a model of a new cathedral.

یک معمار مشهور، مدلی از یک کلیسای جدید ساخت.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

They enlisted mathematical models to solve the mystery.

آنها از مدل‌های ریاضی برای حل معما استفاده کردند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation December 2013

According to planetary formation models, that wasn't possible!

طبق مدل‌های تشکیل سیاره، این امکان پذیر نبود!

منبع: Crash Course Astronomy

A mannequin is a plastic model used in clothing stores.

مانکن یک مدل پلاستیکی است که در فروشگاه‌های لباس استفاده می‌شود.

منبع: VOA Special November 2016 Collection

I think so, only the officers' models had that. Do you really like it?

فکر می‌کنم، فقط مدل‌های افسران آن را داشتند. آیا واقعاً آن را دوست دارید؟

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

This is a model of an Airbus A320.

این یک مدل از ایرباس A320 است.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

Our fathers were our models for God.

پدران ما الگوهای ما برای خدا بودند.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Because they need grocery models in Africa.

زیرا آنها به مدل‌های مواد غذایی در آفریقا نیاز دارند.

منبع: Modern Family Season 6

There's a good model of Huntington's disease in sheep.

یک مدل خوب از بیماری هانتینگتون در گوسفندان وجود دارد.

منبع: Science in 60 Seconds March 2018 Compilation

Role model. That's the role I play. I'm a role model for my daughters.

الگو. این نقشی است که من ایفا می‌کنم. من یک الگو برای دخترانم هستم.

منبع: European and American Cultural Atmosphere (Audio)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید