exception

[ایالات متحده]/ɪkˈsepʃn/
[بریتانیا]/ɪkˈsepʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مورد خاص؛ مورد یا وقوعی که با قاعده عمومی مطابقت ندارد

عبارات و ترکیب‌ها

make an exception

یک استثنا قائل شوید

without exception

بدون استثنا

exceptional circumstances

شرایط استثنایی

exceptional talent

استعداد فوق العاده

exceptionally good

به طرز غیرمعمولی خوب

with the exception

با وجود استثنا

no exception

هیچ استثنایی وجود ندارد

an exception to

استثنا برای

exception handling

مدیریت استثنا

take exception

اعتراض کردن

exception handler

مدیریت کننده استثنا

جملات نمونه

There's an exception to every rule.

برای هر قاعده استثنایی وجود دارد.

There is an exception to this grammatical rule.

در این قانون دستوری استثنایی وجود دارد.

Such exceptions do not invalidate the rule.

چنین استثناهایی قانون را بی‌اعتبار نمی‌کند.

I'll make an exception in your case .

من در مورد شما استثنا قائل خواهم شد.

they took exception to his bohemian demeanour.

آنها با رفتار بوهمیانی او مخالفت کردند.

the pillars are no exception to the general style.

ستون‌ها استثنایی در سبک کلی نیستند.

We will make an exception in this particular case.

ما در این مورد خاص استثنا قائل خواهیم شد.

took exception to the prosecutor's line of questioning.

با نحوه سوالات دادستان مخالفت کردند.

This is considered an exception to the rule.

این یک استثنا برای قانون در نظر گرفته می شود.

the results, with one notable exception, have been superb.

نتایج، با یک استثنای قابل توجه، عالی بوده اند.

such accidents are the exception rather than the rule.

چنین تصادفاتی یک استثنا هستند، نه یک قاعده.

Kawakawa Yasunari makes no exception either.

کاواکاوا یاسوناری هم استثنا نمی کند.

the drives between towns are a delight, and the journey to Graz is no exception .

رانندگی بین شهرها لذت بخش است و سفر به گراتس هم استثنا نیست.

I take great exception to your suggestion that I only did this for the money.

من شدیداً با این پیشنهاد شما که فقط برای پول این کار را کردم مخالفت می کنم.

All students without exception must take the English examination.

همه دانش آموزان بدون استثنا باید در امتحان زبان انگلیسی شرکت کنند.

Boomkin may be a possible exception because of Innervate, and we'll take a look at that.

بوومکین ممکن است به دلیل اینرونات یک استثنای احتمالی باشد و ما به آن نگاه خواهیم کرد.

I take strong exception to your suggestion that this action was done for financial gain.

من شدیداً با این پیشنهاد شما که این اقدام برای کسب سود مالی انجام شده است مخالفت می کنم.

All his novels are set in Italy with the exception of his last.

همه رمان های او در ایتالیا اتفاق می افتند، به جز آخرین رمان او.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید