modernize

[ایالات متحده]/ˈmɒdənaɪz/
[بریتانیا]/ˈmɑːdərnaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به روز رسانی کردن؛ مدرن کردن؛ هماهنگ کردن با نیازهای مدرن
vi. مدرن شدن؛ استفاده از روش‌های مدرن
n. چیزی که مدرن شده است

جملات نمونه

he wanted to modernize the health service.

او می‌خواست خدمات بهداشتی را نوسازی کند.

he borrowed money to modernize the shop.

او برای نوسازی مغازه پول قرض گرفت.

modernize a hospital by installing the latest equipment

با نصب آخرین تجهیزات، یک بیمارستان را نوسازی کنید.

The infantry is / are still an important component of the modernized armies.

نیروی پیاده‌نظام هنوز یک مولفه مهم ارتش‌های مدرن است.

modernized their facilities to a large degree.

آنها امکانات خود را تا حد زیادی نوسازی کردند.

It was their manifest failure to modernize the country's industries.

شکست آشکار آنها در مدرن کردن صنایع کشور بود.

Will import the new being modernized , scientize thought , new blood for rural area.

وارد کردن نوآوری‌های جدید، مدرن‌سازی، تفکر علمی و خون تازه برای مناطق روستایی.

Very modernized plane design element,doodle typeface,autotype's playbill,The very strong design flavor, I like it.

طراحی مدرن هواپیموی بسیار، قلم خودکار، پوستر اتوتیپ، طعم طراحی بسیار قوی، من آن را دوست دارم.

نمونه‌های واقعی

To keep their practice alive, pastoralists seek ways to modernize.

برای زنده نگه داشتن سنت خود، چوپانان به دنبال راه هایی برای نوسازی هستند.

منبع: VOA Special English: World

Household machines have been modernized the way people keep the house tidy.

ماشین‌های خانگی به گونه‌ای نوسازی شده‌اند که مردم خانه را مرتب نگه می‌دارند.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

" should seize the opportunity to modernize and strengthen [the] trade and energy relationship."

"باید از فرصت برای نوسازی و تقویت روابط تجاری و انرژی استفاده کرد."

منبع: VOA Daily Standard March 2017 Collection

An ambitious plan to modernize the canal brought Ajay Kumar Singh here in 2016.

یک طرح جاه طلبانه برای نوسازی کانال، آجای کمار سینگ را در سال 2016 به اینجا آورد.

منبع: CNN 10 Student English March 2021 Collection

At the same time, pastoralism is modernizing, with groups using new technologies.

همزمان، کوچ نشینی در حال نوسازی است، با استفاده از فناوری های جدید توسط گروه ها.

منبع: VOA Special English: World

China, Russia, and the United States are all modernizing their nuclear weapons.

چین، روسیه و ایالات متحده همگی در حال نوسازی سلاح های هسته ای خود هستند.

منبع: This month VOA Special English

The order pledges to modernize the process.

این دستورالعمل قول می دهد که روند را نوسازی کند.

منبع: CNN 10 Student English December 2019 Collection

Poland stepped up its drive to modernize and fortify its defenses.

لهستان تلاش خود را برای نوسازی و تقویت دفاع خود افزایش داد.

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

And they want to see their economies modernized, opened up… .

و آنها می خواهند اقتصاد خود را نوسازی و باز کنند...

منبع: VOA Daily Standard August 2020 Collection

It is clearly time to modernize that mechanism.

واضح است که زمان نوسازی آن مکانیسم فرا رسیده است.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید