muddying the waters
تاریک و مبهم کردن موضوع
muddying the issue
تاریک و مبهم کردن موضوع
muddying the facts
تاریک و مبهم کردن واقعیتها
muddying the message
تاریک و مبهم کردن پیام
muddying the discussion
تاریک و مبهم کردن بحث
muddying the clarity
تاریک و مبهم کردن وضوح
muddying the truth
تاریک و مبهم کردن حقیقت
muddying the process
تاریک و مبهم کردن روند
muddying the perception
تاریک و مبهم کردن برداشت
muddying the outcome
تاریک و مبهم کردن نتیجه
the heavy rain is muddying the ground.
باران شدید زمین را گل آلود میکند.
his comments are muddying the issue further.
اظهارات او باعث گلآلود شدن بیشتر موضوع میشود.
muddying the waters can confuse the audience.
گلآلود کردن فضا میتواند مخاطب را گیج کند.
she felt that muddying the details was unnecessary.
او احساس میکرد که گلآلود کردن جزئیات غیرضروری است.
muddying the facts won't help the investigation.
گلآلود کردن واقعیتها به پیشبرد تحقیقات کمک نمیکند.
the debate is muddying the public's understanding.
بحث در حال گلآلود کردن درک مردم است.
he accused her of muddying the conversation.
او او را به گلآلود کردن مکالمه متهم کرد.
they are muddying the timeline of events.
آنها جدول زمانی وقایع را گلآلود میکنند.
muddying the narrative can lead to misunderstandings.
گلآلود کردن روایت میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
don't muddy the message with irrelevant details.
پیام را با جزئیات غیرمرتبط گلآلود نکنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید