distorting

[ایالات متحده]/dɪsˈtɔːtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈtɔrtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل پیچاندن یا تغییر چیزی از حالت واقعی، طبیعی یا اصلی آن

عبارات و ترکیب‌ها

distorting reality

تحریف واقعیت

distorting facts

تحریف حقایق

distorting perception

تحریف ادراک

distorting information

تحریف اطلاعات

distorting truth

تحریف حقیقت

distorting images

تحریف تصاویر

distorting sound

تحریف صدا

distorting views

تحریف نظرات

distorting data

تحریف داده‌ها

distorting language

تحریف زبان

جملات نمونه

the media is often accused of distorting the truth.

اغلب رسانه ها متهم به تحریف حقیقت هستند.

his comments were distorting the original message.

اظهارات او باعث تحریف پیام اصلی شد.

they are distorting the data to fit their narrative.

آنها داده ها را برای مطابقت با روایت خود تحریف می کنند.

distorting facts can lead to misunderstandings.

تحریف حقایق می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she felt he was distorting her words intentionally.

او احساس کرد که او عمداً کلمات او را تحریف می کند.

distorting reality can have serious consequences.

تحریف واقعیت می تواند عواقب جدی داشته باشد.

the artist is known for distorting images in her work.

هنرمند به دلیل تحریف تصاویر در آثار خود شناخته شده است.

his perspective is distorting the situation.

دیدگاه او باعث تحریف وضعیت می شود.

we must avoid distorting historical events.

ما باید از تحریف وقایع تاریخی خودداری کنیم.

distorting sound can create interesting effects in music.

تحریف صدا می تواند جلوه های جالب در موسیقی ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید