nowhither

[ایالات متحده]/naʊˈhɪðə/
[بریتانیا]/naʊˈhɪðər/

ترجمه

adv. هیچ جا؛ به هیچ مکان

عبارات و ترکیب‌ها

go nowhither

برو هیچ کجا

come nowhither

بیا هیچ کجا

wander nowhither

در هیچ کجا سرگردان شو

travel nowhither

به هیچ کجا سفر کن

move nowhither

به هیچ کجا حرکت کن

send nowhither

به هیچ کجا بفرست

look nowhither

به هیچ کجا نگاه کن

run nowhither

به هیچ کجا بدو

call nowhither

به هیچ کجا زنگ بزن

think nowhither

به هیچ کجا فکر کن

جملات نمونه

the path led nowhither, leaving us lost in the woods.

مسیر ما را به هیچ کجا نکشانید و ما را در جنگل گم کرد.

after hours of searching, we realized we were going nowhither.

بعد از ساعت‌ها جستجو، متوجه شدیم که به هیچ کجا نمی‌رسیم.

his plans seemed to lead nowhither, lacking direction.

به نظر می‌رسید برنامه‌های او به هیچ کجا منتهی نمی‌شود و فاقد جهت‌گیری است.

we wandered nowhither, unsure of our destination.

ما بی‌هدف سرگردان شدیم و از مقصد خود مطمئن نبودیم.

the conversation drifted nowhither, losing its focus.

گفتگو بی‌هدف پیش رفت و تمرکز خود را از دست داد.

they felt their efforts were leading them nowhither.

آنها احساس می‌کردند تلاش‌هایشان آن‌ها را به هیچ کجا نمی‌رساند.

his arguments seemed to go nowhither and lacked substance.

استدلال‌های او به هیچ کجا منتهی نمی‌شد و فاقد اعتبار بود.

the project was heading nowhither due to poor planning.

به دلیل برنامه‌ریزی ضعیف، پروژه به هیچ کجا نمی‌رسید.

despite our efforts, we found ourselves nowhither.

با وجود تلاش‌های ما، خودمان را در حال سرگردانی و بی‌هدفی یافتیم.

the journey took us nowhither, leaving us frustrated.

سفر ما را به هیچ کجا نرساند و ما را ناامید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید