go nowhither
برو هیچ کجا
come nowhither
بیا هیچ کجا
wander nowhither
در هیچ کجا سرگردان شو
travel nowhither
به هیچ کجا سفر کن
move nowhither
به هیچ کجا حرکت کن
send nowhither
به هیچ کجا بفرست
look nowhither
به هیچ کجا نگاه کن
run nowhither
به هیچ کجا بدو
call nowhither
به هیچ کجا زنگ بزن
think nowhither
به هیچ کجا فکر کن
the path led nowhither, leaving us lost in the woods.
مسیر ما را به هیچ کجا نکشانید و ما را در جنگل گم کرد.
after hours of searching, we realized we were going nowhither.
بعد از ساعتها جستجو، متوجه شدیم که به هیچ کجا نمیرسیم.
his plans seemed to lead nowhither, lacking direction.
به نظر میرسید برنامههای او به هیچ کجا منتهی نمیشود و فاقد جهتگیری است.
we wandered nowhither, unsure of our destination.
ما بیهدف سرگردان شدیم و از مقصد خود مطمئن نبودیم.
the conversation drifted nowhither, losing its focus.
گفتگو بیهدف پیش رفت و تمرکز خود را از دست داد.
they felt their efforts were leading them nowhither.
آنها احساس میکردند تلاشهایشان آنها را به هیچ کجا نمیرساند.
his arguments seemed to go nowhither and lacked substance.
استدلالهای او به هیچ کجا منتهی نمیشد و فاقد اعتبار بود.
the project was heading nowhither due to poor planning.
به دلیل برنامهریزی ضعیف، پروژه به هیچ کجا نمیرسید.
despite our efforts, we found ourselves nowhither.
با وجود تلاشهای ما، خودمان را در حال سرگردانی و بیهدفی یافتیم.
the journey took us nowhither, leaving us frustrated.
سفر ما را به هیچ کجا نرساند و ما را ناامید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید