somewhere

[ایالات متحده]/'sʌmweə/
[بریتانیا]/'sʌmwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. در برخی مکان‌ها یا در برخی نقاط

عبارات و ترکیب‌ها

somewhere else

در جایی غیر

or somewhere

یا در جایی

somewhere around

در اطراف جایی

get somewhere

به جایی برسم

somewhere about

در مورد جایی

جملات نمونه

I left my keys somewhere in the house.

من کلیدهایم را در جایی در خانه جا گذاشتم.

Let's meet somewhere for lunch.

بیایید برای ناهار در جایی قرار ملاقات بگذاریم.

She is going somewhere warm for vacation.

او برای تعطیلات به جایی گرم می‌رود.

I need to find somewhere to live in the city.

من باید جایی برای زندگی در شهر پیدا کنم.

We should go somewhere quiet to relax.

ما باید به جایی آرام برای استراحت برویم.

Is there somewhere I can charge my phone?

آیا جایی هست که بتوانم تلفن همراه خود را شارژ کنم؟

I left my umbrella somewhere and now it's raining!

من چتر خود را در جایی جا گذاشتم و حالا باران می‌بارد!

Let's go somewhere fun this weekend.

بیایید این آخر هفته به جایی سرگرم کننده برویم.

I want to go somewhere new for dinner tonight.

می‌خواهم امشب برای شام به جایی جدید بروم.

She always keeps her keys somewhere safe.

او همیشه کلیدهای خود را در جایی امن نگه می‌دارد.

نمونه‌های واقعی

'I must find another job somewhere. I'll advertise.'

باید جای دیگری شغل دیگری پیدا کنم. آگهی خواهم کرد.

منبع: Jane Eyre (Abridged Version)

There must be a smaller door somewhere.

باید یک درب کوچکتر در جایی وجود داشته باشد.

منبع: Drama: Alice in Wonderland

This is Oval Office.My husband is in there somewhere.

این اتاق بیضی است. همسرم در آنجا در جایی است.

منبع: Collection of Interesting Stories

Held Invisibly Somewhere in a Box in the Sky.

در جایی به طور نامرئی در یک جعبه در آسمان نگه داشته شده است.

منبع: Grammar Lecture Hall

They plan to eat dinner somewhere along the way.

آنها قصد دارند شام را در جایی در طول مسیر میل کنند.

منبع: Fluent Speaking

Reportedly at large somewhere within the gear system.

گفته می شود در جایی در سیستم دنده آزاد است.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

It was down there somewhere. - Exactly.

در آنجا در پایین بود. - دقیقاً.

منبع: Travel to the Earth's interior

I have the keys around here somewhere.

من کلیدها را در این اطراف در جایی دارم.

منبع: Deadly Women

The money has to be here somewhere.

پول باید در اینجا در جایی باشد.

منبع: Modern Family - Season 08

An ironic mustache just perked up somewhere.

یک سبیل طعنه آمیز به تازگی در جایی بالا آمده است.

منبع: The importance of English names.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید