nuanced

[ایالات متحده]/ˈnjuː.ɑːnst/
[بریتانیا]/ˈnuː.ɑnst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت داشتن تمایزات ظریف
adj. داشتن تفاوت‌های ظریف در معنا، بیان یا صدا

عبارات و ترکیب‌ها

nuanced approach

دیدگاه ظریف

nuanced perspective

دیدگاه ظریف

nuanced understanding

درک ظریف

nuanced argument

استدلال ظریف

nuanced interpretation

تفسیر ظریف

nuanced discussion

بحث ظریف

nuanced response

پاسخ ظریف

nuanced character

شخصیت ظریف

nuanced performance

اجرای ظریف

nuanced expression

بیان ظریف

جملات نمونه

her opinion on the matter is quite nuanced.

نظر او در مورد این موضوع بسیار ظریف است.

understanding art requires a nuanced perspective.

درک هنر نیازمند دیدگاهی ظریف است.

the film presents a nuanced portrayal of relationships.

فیلم، تصویری ظریف از روابط ارائه می‌دهد.

his argument is nuanced and well thought out.

استدلال او ظریف و продуман است.

she has a nuanced understanding of cultural differences.

او درک ظریفی از تفاوت‌های فرهنگی دارد.

effective communication often requires a nuanced approach.

ارتباط موثر اغلب نیازمند رویکردی ظریف است.

the teacher provided a nuanced explanation of the topic.

معلم توضیحی ظریف از موضوع ارائه داد.

his nuanced writing style appeals to many readers.

سبک نوشتاری ظریف او برای بسیاری از خوانندگان جذاب است.

the discussion was rich and nuanced.

بحث غنی و ظریف بود.

she appreciates the nuanced flavors in gourmet food.

او طعم‌های ظریف در غذای گوروتی را ارزیابی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید