Subtle shading
سایهگذاری ظریف
Gradient shading
سایهگذاری گرادیانی
Artistic shading
سایهگذاری هنری
Natural shading
سایهگذاری طبیعی
color shading
سایهگذاری رنگی
light shading
سایهگذاری سبک
the shadings of opinion even among those who are in broad agreement.
نواهای نظر حتی در میان کسانی که مورد توافق گسترده قرار دارند.
soft charcoal shading; a scene filmed in soft focus.
سایهزنی زغالی ملایم؛ صحنهای که با فوکوس نرم فیلمبرداری شده است.
In computer graphics, the operation of shading some area of a display image, for example, with dots or crosshatching.
در گرافیک کامپیوتری، عملیاتی مانند سایه زدن بخشی از یک تصویر نمایش، به عنوان مثال، با نقاط یا سایه زنی.
Plainspoken nevertheless, this face film to shading fleck it is without what too big effect.
با این حال، این چهره فیلم به سایهاندازی لکه آن بدون چه تاثیری بزرگ است.
To diversify (something) in color, shading, or character; variegate.
برای متنوع کردن (چیز) در رنگ، سایهروشن یا شخصیت؛ متنوع کردن.
Frost was not only a metrist but a poet who gloriously manhandled meter, making it stress fine shadings of speech and thought.
فرست نه تنها یک متریکنویس، بلکه شاعری بود که به شکلی ماهرانه با مترها برخورد میکرد و با استفاده از آنها، ظرافتهای بیان و تفکر را برجسته میکرد.
Note that in the image above, the dark outline and true CrossHatch shading have been omitted to clearly illustrate the Perspective Camera projection of the grid texture onto the surface.
توجه داشته باشید که در تصویر بالا، خطوط تیره و سایه گذاری متقاطع واقعی برای نشان دادن واضح تر پرسپکتیو دوربین از بافت شبکه بر روی سطح، حذف شده اند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید