He obsequiously praised his boss in front of everyone.
او با تعارف بیش از حد از رئیس خود در حضور همه تعریف کرد.
She obsequiously followed her supervisor's every order.
او با تعارف بیش از حد از دستورالعمل های رئیس خود پیروی کرد.
The waiter obsequiously attended to the needs of the VIP guests.
خدمتکار با تعارف بیش از حد به نیازهای مهمانان VIP رسیدگی کرد.
The politician obsequiously flattered the voters to gain their support.
سیاستمدار با تعارف بیش از حد رای دهندگان را فریب داد تا از حمایت آنها برخوردار شود.
He obsequiously agreed with everything his superior said.
او با تعارف بیش از حد با همه چیزهایی که رئیسش گفت موافقت کرد.
The assistant obsequiously nodded along with the CEO's speech.
دستیار با تعارف بیش از حد با سخنرانی مدیرعامل سر تکان داد.
She obsequiously offered to do extra work for her manager.
او با تعارف بیش از حد پیشنهاد کرد که برای مدیر خود کار اضافی انجام دهد.
The intern obsequiously sought approval from the senior employees.
کارآموز با تعارف بیش از حد تاییدیه را از کارمندان ارشد درخواست کرد.
He obsequiously sought the favor of the wealthy donors at the charity event.
او با تعارف بیش از حد لطف اهداکنندگان ثروتمند در رویداد خیریه را درخواست کرد.
The salesperson obsequiously catered to the demands of the demanding client.
فروشنده با تعارف بیش از حد به خواسته های مشتری سخت گیرنده رسیدگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید