off-the-cuff remarks
نظرات بدون آمادگی
off-the-cuff speech
سخنرانی بداهه
made off-the-cuff
به صورت بداهه ساخته شده
off-the-cuff comment
نظری بداهه
giving off-the-cuff
ارائه بداهه
an off-the-cuff answer
پاسخ بداهه
off-the-cuff style
سبک بداهه
quite off-the-cuff
کاملاً بداهه
off-the-cuff presentation
ارائه بداهه
totally off-the-cuff
کاملاً بداهه
he gave an off-the-cuff speech that impressed everyone.
او یک سخنرانی بداهه گفت که همه را تحت تاثیر قرار داد.
i had to offer an off-the-cuff suggestion during the meeting.
من مجبور بودم یک پیشنهاد بداهه در طول جلسه ارائه دهم.
her off-the-cuff remarks often made people laugh.
اظهارات بداهه او اغلب باعث خنده مردم می شد.
the presenter's off-the-cuff comments added a personal touch.
نظرات بداهه ارائه دهنده، حس شخصی به آن اضافه کرد.
it was an off-the-cuff decision, but it turned out well.
این یک تصمیم بداهه بود، اما در نهایت خوب پیش رفت.
he responded with an off-the-cuff answer to the reporter's question.
او با یک پاسخ بداهه به سوال خبرنگار پاسخ داد.
the comedian's off-the-cuff jokes were a highlight of the show.
نکات خنده دار بداهه کمدین، از نقاط برجسته برنامه بود.
i prefer to avoid making off-the-cuff judgments about people.
من ترجیح می دهم از قضاوت کردن بداهه در مورد مردم خودداری کنم.
the team brainstormed and came up with an off-the-cuff solution.
تیم طوفان فکری کرد و یک راه حل بداهه ارائه داد.
she delivered an off-the-cuff presentation without any notes.
او یک ارائه بداهه بدون هیچ یادداشتی ارائه داد.
his off-the-cuff remarks demonstrated a quick wit.
اظهارات بداهه او نشان دهنده ذکاوت سریع بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید