off-the-cuff

[ایالات متحده]/ˌɒf.ðəˈkʌf/
[بریتانیا]/ˌɔːf.ðəˈkʌf/

ترجمه

adj. بدون آمادگی؛ بداهه
adv. بدون آمادگی؛ بداهه

عبارات و ترکیب‌ها

off-the-cuff remarks

نظرات بدون آمادگی

off-the-cuff speech

سخنرانی بداهه

made off-the-cuff

به صورت بداهه ساخته شده

off-the-cuff comment

نظری بداهه

giving off-the-cuff

ارائه بداهه

an off-the-cuff answer

پاسخ بداهه

off-the-cuff style

سبک بداهه

quite off-the-cuff

کاملاً بداهه

off-the-cuff presentation

ارائه بداهه

totally off-the-cuff

کاملاً بداهه

جملات نمونه

he gave an off-the-cuff speech that impressed everyone.

او یک سخنرانی بداهه گفت که همه را تحت تاثیر قرار داد.

i had to offer an off-the-cuff suggestion during the meeting.

من مجبور بودم یک پیشنهاد بداهه در طول جلسه ارائه دهم.

her off-the-cuff remarks often made people laugh.

اظهارات بداهه او اغلب باعث خنده مردم می شد.

the presenter's off-the-cuff comments added a personal touch.

نظرات بداهه ارائه دهنده، حس شخصی به آن اضافه کرد.

it was an off-the-cuff decision, but it turned out well.

این یک تصمیم بداهه بود، اما در نهایت خوب پیش رفت.

he responded with an off-the-cuff answer to the reporter's question.

او با یک پاسخ بداهه به سوال خبرنگار پاسخ داد.

the comedian's off-the-cuff jokes were a highlight of the show.

نکات خنده دار بداهه کمدین، از نقاط برجسته برنامه بود.

i prefer to avoid making off-the-cuff judgments about people.

من ترجیح می دهم از قضاوت کردن بداهه در مورد مردم خودداری کنم.

the team brainstormed and came up with an off-the-cuff solution.

تیم طوفان فکری کرد و یک راه حل بداهه ارائه داد.

she delivered an off-the-cuff presentation without any notes.

او یک ارائه بداهه بدون هیچ یادداشتی ارائه داد.

his off-the-cuff remarks demonstrated a quick wit.

اظهارات بداهه او نشان دهنده ذکاوت سریع بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید