officialize agreement
رسمی کردن توافق
officialize process
رسمی کردن روند
officialize status
رسمی کردن وضعیت
officialize document
رسمی کردن سند
officialize relationship
رسمی کردن رابطه
officialize policy
رسمی کردن سیاست
officialize role
رسمی کردن نقش
officialize decision
رسمی کردن تصمیم
officialize law
رسمی کردن قانون
they decided to officialize the partnership with a formal agreement.
آنها تصمیم گرفتند شراکت را با یک توافقنامه رسمی رسمیت بخشند.
the committee will officialize the new regulations next month.
کمیته ماه آینده مقررات جدید را رسمیت خواهد بخشید.
we need to officialize our roles before the project starts.
ما باید نقشهای خود را قبل از شروع پروژه رسمیت بخشیم.
it's important to officialize the changes to avoid confusion.
رسمیت بخشیدن به تغییرات برای جلوگیری از سردرگمی مهم است.
they plan to officialize the merger by the end of the year.
آنها قصد دارند تا پایان سال ادغام را رسمیت بخشند.
the organization aims to officialize its status as a non-profit.
سازمان هدف خود را به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی رسمیت میبخشد.
once we officialize the agreement, we can start the project.
پس از رسمیت بخشیدن به توافقنامه، میتوانیم پروژه را شروع کنیم.
they are working to officialize the new policy across all branches.
آنها در حال کار برای رسمیت بخشیدن به سیاست جدید در سراسر شعب هستند.
the government will officialize the new law after the vote.
پس از رای گیری، دولت قانون جدید را رسمیت خواهد بخشید.
we should officialize our collaboration to enhance credibility.
ما باید همکاری خود را برای افزایش اعتبار رسمیت بخشیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید