ratify

[ایالات متحده]/ˈrætɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈrætɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: تأیید یا به طور رسمی تأیید کردن؛ شناسایی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

ratify a treaty

تصویب یک پیمان

ratify a law

تصویب یک قانون

جملات نمونه

ratify an amendment to a constitution

تصویب اصلاحیه‌ای برای قانون اساسی

The heads of two governments met to ratify the peace treaty.

رهبران دو کشور برای تصویب پیمان صلح با یکدیگر ملاقات کردند.

And he denied the United States -- which did not reedify ratify the internationally negotiated Kyoto Protocol - is trying to push its own plan of action on others.

و او انکار کرد که ایالات متحده - که پروتکل کیوتو را که به طور بین‌المللی مذاکره شده بود، تصویب نکرد - در تلاش است تا طرح اقدام خود را به دیگران تحمیل کند.

The president will ratify the treaty.

رئیس جمهور پیمان را تصویب خواهد کرد.

The board of directors will ratify the decision next week.

هیئت مدیره هفته آینده تصمیم را تصویب خواهد کرد.

The committee voted to ratify the new policy.

کمیته برای تصویب سیاست جدید رای داده است.

The union members will ratify the contract tomorrow.

اعضای اتحادیه فردا قرارداد را تصویب خواهند کرد.

The shareholders must ratify the merger.

سهامداران باید ادغام را تصویب کنند.

The agreement needs to be ratified by both parties.

توافق نامه باید توسط هر دو طرف تصویب شود.

The parliament is expected to ratify the new law.

پیش‌بینی می‌شود که مجلس قانون جدید را تصویب کند.

The city council will ratify the budget proposal.

شورای شهر پیشنهاد بودجه را تصویب خواهد کرد.

The committee plans to ratify the amendments next month.

کمیته قصد دارد اصلاحات را ماه آینده تصویب کند.

The members will ratify the bylaws at the next meeting.

اعضا آئین‌نامه‌ها را در جلسه بعدی تصویب خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید