offloaded tasks
وظایف تخلیه شده
offloaded resources
منابع تخلیه شده
offloaded data
دادههای تخلیه شده
offloaded work
کار تخلیه شده
offloaded services
خدمات تخلیه شده
offloaded processes
فرآیندهای تخلیه شده
offloaded applications
اپلیکیشنهای تخلیه شده
offloaded workload
بار کاری تخلیه شده
offloaded components
اجزای تخلیه شده
the company offloaded its outdated equipment to save costs.
شرکت، تجهیزات قدیمی خود را برای صرفهجویی در هزینهها از کار انداخت.
we offloaded the cargo at the nearest port.
ما بار را در نزدیکترین بندر تخلیه کردیم.
he offloaded his responsibilities to focus on new projects.
او مسئولیتهای خود را به منظور تمرکز بر پروژههای جدید به دیگران واگذار کرد.
the team offloaded their stress by taking a vacation.
تیم با رفتن به تعطیلات، استرس خود را کاهش دادند.
after the merger, they offloaded several non-core businesses.
پس از ادغام، آنها چندین کسب و کار غیر اصلی را از خود خارج کردند.
she offloaded her old clothes to charity.
او لباسهای قدیمی خود را به خیریه اهدا کرد.
the software allows users to offload data to the cloud.
این نرمافزار به کاربران اجازه میدهد دادهها را در فضای ابری بارگذاری کنند.
they offloaded the burden of debt through refinancing.
آنها با استفاده از بازپردازی، بار بدهی را کاهش دادند.
to improve efficiency, the firm offloaded some tasks to freelancers.
برای بهبود کارایی، شرکت برخی از وظایف را به فریلنسرها واگذار کرد.
he offloaded his worries by talking to a friend.
او با صحبت با یک دوست، نگرانیهای خود را کاهش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید