dumped

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دور انداختن; به سرعت رها کردن; مسئولیت را منتقل کردن; ترک کردن; به فروش رساندن; با قیمت پایین فروختن; تخلیه کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

dump truck

کامیون خاکی

waste dump

محل دفن زباله

garbage dump

محل دفن زباله

rubbish dump

محل دفن زباله

refuse dump

محل دفن زباله

dump car

خودروی خاکی

جملات نمونه

the couple dumped the car and fled.

زوجین ماشین را رها کردند و فرار کردند.

dumped the load of stones.

بار سنگ‌ها را رها کردند.

she dumped her knapsack on the floor.

او کوله‌پشتی خود را روی زمین رها کرد.

you get dumped on just because of your name.

فقط به خاطر اسم‌تان، رها می‌شوید.

she dumped the problem in my lap .

او مشکل را روی دامن من انداخت.

we saw him dumped unceremoniously overside by the guards.

ما دیدیم که او به شکلی بی‌ادبانه و غیررسمی توسط نگهبانان به بیرون پرتاب شد.

They dumped their old car in the town dump.

آنها ماشین قدیمی خود را در محل دفن زباله شهر رها کردند.

We dumped our bags on the floor.

ما چمدان‌های خود را روی زمین رها کردیم.

I have had all this work dumped on me.

همه این کارها به من تحمیل شده است.

his girlfriend dumped him for being fat.

دوست‌دخترش او را به خاطر چاق بودن رها کرد.

They carried him down to the beach and dumped him unceremoniously in the freezing water.

آنها او را به ساحل بردند و به شکلی بی‌ادبانه و غیررسمی در آب یخ‌زده رها کردند.

trucks dumped 1,900 tons of refuse here.

کامیون‌ها 1900 تن زباله را در اینجا رها کردند.

Appreciable amounts of noxious waste are still being dumped into the harbor.

مقادیر قابل توجهی از مواد زائد سمی هنوز در بندر تخلیه می شوند.

I have been dumped on too often; I don't trust people too far.

من بارها رها شده ام؛ به اندازه کافی به مردم اعتماد ندارم.

The manufacturers in some countries dumped their surplus commodities abroad.

تولیدکنندگان در برخی کشورها کالاهای اضافی خود را به خارج از کشور عرضه کردند.

a fine for dumping trash on public land; dumped the extra gear overboard.

جریمه رها کردن زباله در زمین‌های عمومی؛ وسایل اضافی را به بیرون پرتاب کرد.

Documents leaked to this newspaper purport to reveal that radioactive waste is being illegally dumped on the site.

مدارکی که به این روزنامه نشت کرده‌اند، ادعا می‌کنند که زباله‌های رادیواکتیو به طور غیرقانونی در این مکان رها می‌شوند.

investors dumped shares in scores of other consumer-goods firms.

سرمایه‌گذاران سهام را در تعداد زیادی شرکت کالاهای مصرفی دیگر رها کردند.

The tubes are dumped in bulk into the hopper of a bottle unscrambler, which feeds them into an enclosed rotary volumetric filler.

لوله ها به صورت فله در قیف دستگاه جدا کننده بطری ها تخلیه می شوند که آنها را به دستگاه پرکننده حجمی چرخشی محصور می رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید