We always overdo at Christmas.
ما همیشه در کریسمس زیادهروی میکنیم.
Don't overdo the salt in your cooking.
نمک را در آشپزی خود زیادهروی نکنید.
Do not overdo your privilege of reproving me.
از امتیاز شما برای سرزنش من زیادهروی نکنید.
she rather overdoes the early cockney scenes.
او صحنههای کوکنی اولیه را بیش از حد انجام میدهد.
I’ve been overdoing things a bit recently. I really need a holiday.
من اخیراً کمی زیادهروی کردهام. من واقعاً به یک تعطیلات نیاز دارم.
Anything we do, we can overdo or underdo, so 2s in particular need to develop a higher order of perspective and balance before they can fulfill their life purpose.
هر کاری که انجام میدهیم، میتوانیم زیادهروی یا کمکاری کنیم، بنابراین 2ها به طور خاص قبل از اینکه بتوانند هدف زندگی خود را محقق کنند، به یک سطح بالاتر از دیدگاه و تعادل نیاز دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید