overplayed

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈpleɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈpleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را بزرگ نمایی کردن؛ به طور بیش از حد عمل کردن؛ بهتر از ... بازی کردن (یا ضربه زدن)

عبارات و ترکیب‌ها

overplayed song

قطعه تکراری

overplayed joke

جک تکراری

overplayed theme

موضوع تکراری

overplayed scene

صحنه تکراری

overplayed character

شخصیت تکراری

overplayed moment

لحظه تکراری

overplayed concept

مفهوم تکراری

overplayed trend

روند تکراری

overplayed narrative

داستان تکراری

overplayed idea

ایده تکراری

جملات نمونه

that song has been overplayed on the radio.

آن آهنگ به شدت در رادیو پخش شده است.

the actor felt his role was overplayed in the movie.

بازیگر احساس کرد نقش او در فیلم اغراق‌آمیز بود.

some critics argue that the theme is overplayed in modern films.

برخی از منتقدان استدلال می‌کنند که آن موضوع در فیلم‌های مدرن اغراق‌آمیز است.

overplayed jokes can ruin the mood of a performance.

جک‌های تکراری می‌توانند حال و هوای یک اجرا را خراب کنند.

he believes the concept is overplayed in popular culture.

او معتقد است که این مفهوم در فرهنگ عامه اغراق‌آمیز است.

many fans think the ending was overplayed and unrealistic.

بسیاری از طرفداران فکر می‌کنند که پایان داستان اغراق‌آمیز و غیرواقعی بود.

her emotions seemed overplayed during the scene.

احساسات او در طول صحنه اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید.

it's easy to tell when a story is overplayed.

به راحتی می‌توان فهمید که چه زمانی یک داستان اغراق‌آمیز شده است.

some believe that the message in the ad is overplayed.

برخی معتقدند که پیام در تبلیغ اغراق‌آمیز است.

he thinks the theme of love is often overplayed in romance novels.

او فکر می‌کند که موضوع عشق اغلب در رمان‌های عاشقانه اغراق‌آمیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید