underplayed

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈpleɪd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈpleɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را کمتر از آنچه که هست مهم جلوه دادن؛ نقشی را به طور ناکافی ایفا کردن؛ با احتیاط عمل کردن تا از نشان دادن قدرت جلوگیری شود

عبارات و ترکیب‌ها

underplayed talent

استعداد دست کم گرفته شده

underplayed role

نقش دست کم گرفته شده

underplayed importance

اهمیت دست کم گرفته شده

underplayed emotion

احساسات دست کم گرفته شده

underplayed significance

اهمیت قابل توجه دست کم گرفته شده

underplayed impact

تاثیر دست کم گرفته شده

underplayed story

داستان دست کم گرفته شده

underplayed message

پیام دست کم گرفته شده

underplayed contribution

سهم دست کم گرفته شده

underplayed aspect

جنبه دست کم گرفته شده

جملات نمونه

her talent was underplayed in the movie.

استعداد او در فیلم کمرنگ جلوه می‌کرد.

the importance of teamwork is often underplayed.

اهمیت کار گروهی اغلب دست کم گرفته می‌شود.

he underplayed his achievements during the interview.

او دستاوردهای خود را در طول مصاحبه کم اهمیت جلوه داد.

many critics underplayed the film's social impact.

بسیاری از منتقدان تاثیر اجتماعی فیلم را دست کم گرفتند.

the risks of the project were underplayed by the management.

مدیریت خطرات پروژه را دست کم گرفت.

she underplayed her role in the team's success.

او نقش خود را در موفقیت تیم کم اهمیت جلوه داد.

his contributions to the project were underplayed.

نقش او در پروژه دست کم گرفته شد.

the significance of the event was underplayed in the news.

اهمیت رویداد در اخبار دست کم گرفته شد.

they underplayed the challenges they faced.

آنها چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو بودند را دست کم گرفتند.

her concerns were underplayed by the authorities.

نگرانی‌های او توسط مقامات دست کم گرفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید