owed money
بدهکار
owed him
به او بدهکار
owed an apology
بدهکار یک عذرخواهی
owed to her
به او بدهکار
owed nothing
هیچ چیز بدهکار نبود
owed the favor
بدهکار لطف بود
owed them
به آنها بدهکار
owed a debt
بدهکار یک بدهی
the company owed a significant amount to its suppliers.
شرکت مبلغ قابل توجهی به تامینکنندگان خود بدهکار بود.
i owed my success to my mentor's guidance.
من موفقیت خود را مدیون راهنمایی مربیام بودم.
he owed an apology to his sister for the harsh words.
او به دلیل حرفهای تند به خواهرش طلب عذرخواهی داشت.
we owed it to the team to finish the project on time.
ما به خاطر اتمام پروژه به موقع به تیم مدیون بودیم.
the bank owed us a detailed explanation of the charges.
بانک باید توضیح مفصلی در مورد هزینهها به ما بدهد.
she owed a great deal to her parents for their support.
او به دلیل حمایتشان، بسیار مدیون والدینش بود.
the government owed the people transparency and accountability.
دولت باید شفافیت و پاسخگویی را به مردم بدهد.
he owed several months' rent to the landlord.
او چندین ماه اجاره به صاحبخانه بدهکار بود.
they owed their victory to hard work and dedication.
آنها پیروزی خود را مدیون تلاش و تعهد بودند.
i owed him a favor after he helped me move.
بعد از اینکه به من کمک کرد جابجا شوم، طلب یک لطف از او داشتم.
the project owed its success to the team's collaboration.
موفقیت پروژه مدیون همکاری تیم بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید