pay online
پرداخت آنلاین
Pay him no nevermind.
به او توجه نکنید.
a retroactive pay increase.
افزایش حقوق گذشتهدار
to pay attention to me
توجه به من داشته باشید.
pay homage to sb.
احترام گذاشتن به کسی
liability to pay taxes
مسئولیت پرداخت مالیات
This man is in the pay of the enemy.
این مرد تحت پرداخت دشمن است.
to pay rent by the quarter
اجاره را به صورت سه ماهه پرداخت کنید.
It pays to advertise.
تبلیغ کردن سود دارد.
we do not pay blackmail.
ما باج نمیدهیم.
the occupational sick pay scheme.
طرح پرداخت حقوق به دلیل بیماری شغلی
We'll pay $250 max.
حداکثر 250 دلار پرداخت خواهیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید