had

[ایالات متحده]/hæd/
[بریتانیا]/hæd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل داشتن; شکل ماضی نقلی فعل داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

had fun

تفریح کردم

had enough

کافی داشت

had time

وقت داشتم

had lunch

ناهار خوردم

had a dream

رویا داشتم

had a chance

فرصت داشتم

had a look

نگاه کردم

had problems

مشکل داشتم

had faith

ایمان داشتم

had issues

مشکلاتی داشتم

جملات نمونه

she had a wonderful time at the party.

او زمان فوق العاده ای را در مهمانی گذراند.

they had a great deal of work to finish.

آنها مقدار زیادی کار برای انجام دادن داشتند.

i had a feeling something was wrong.

من احساس می کردم مشکلی وجود دارد.

he had a chance to travel abroad.

او فرصتی برای سفر به خارج از کشور داشت.

we had a discussion about the project.

ما در مورد پروژه بحث کردیم.

she had a headache after the long meeting.

او بعد از جلسه طولانی سردرد گرفت.

they had an argument over the budget.

آنها در مورد بودجه بحث کردند.

he had a habit of reading before bed.

او عادت داشت قبل از خوابیدن مطالعه کند.

we had a plan to meet at noon.

ما برنامه ای برای ملاقات در ظهر داشتیم.

i had a dream about flying last night.

من دیشب رویایی در مورد پرواز دیدم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید