due

[ایالات متحده]/djuː/
[بریتانیا]/duː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در زمان معین انتظار می‌رود یا برنامه‌ریزی شده است؛ به عنوان نتیجه‌ای از چیزی لازم است
n. مقدار پولی که بدهکار است یا باید پرداخت شود؛ چیزی که شایسته است
adv. به طور مستقیم؛ دقیقاً

عبارات و ترکیب‌ها

due date

مهلت پرداخت

payment due

پرداخت سررسید

due to

به دلیل

balance due

بدهی سررسید

due for

سررسید برای

due out

سررسید پرداخت

جملات نمونه

due esteem; all due respect.

به دلیل احترام؛ با احترام کامل

with all due respect.

با وجود اینکه احترام لازم است.

the baby's due in August.

نوزاد در ماه آگوست به دنیا می آید.

she was due for a rise.

او برای ارتقا برنامه ریزی شده بود.

death due to strangulation.

مرگ ناشی از خفگی

due course of application

مسیر مناسب درخواست.

a mistake due to carelessness

یک اشتباه ناشی از بی‌احتیاطی

Respect is due to teachers.

احترام به معلمان واجب است.

The rent is due tomorrow.

اجاره فردا باید پرداخت شود.

The accident was due to negligence.

حادثه ناشی از بی‌احتیاطی بود.

a long due promotion.

ارتقای طولانی مدت

he is due back soon.

او به زودی باز خواهد گشت.

smoke due to imperfect combustion.

دود ناشی از احتراق ناقص

the accident was due to excessive speed.

حادثه به دلیل سرعت زیاد بود.

Our course was due north.

مسیر ما به سمت شمال بود.

(to) after due discussion

پس از بحث مناسب

The plane is due at London at five.

هواپیما ساعت پنج در لندن مقرر است فرود بیاید.

The strike is due to begin on Tuesday.

اعتصاب قرار است سه‌شنبه آغاز شود.

نمونه‌های واقعی

Ice bear will never share again due to gravity.

آیس‌بیر دیگر هرگز به دلیل گرانش دوباره به اشتراک نمی‌گذارد.

منبع: We Bare Bears

Uh Joey, that's just the minimum amount due, that's your total due.

اوه جویی، این فقط حداقل مبلغی است که باید پرداخت شود، این کل مبلغی است که باید پرداخت کنید.

منبع: Friends Season 2

We have paid our dues. We have contributed to society.

ما بدهی خود را پرداخت کرده‌ایم. ما به جامعه کمک کرده‌ایم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

I think they were picking on him. Well they paid their dues.

فکر می‌کنم داشتند اذیتش می‌کردند. خب، آنها بدهی خود را پرداخت کردند.

منبع: Loving Vincent: The Mystery of the Starry Night

Why was I never given my due! ?

چرا من هرگز سهم خود را دریافت نکردم!؟

منبع: Villains' Tea Party

As a result, bone deposition decreases due to a lack of stress, while resorption increases.

در نتیجه، رسوب استخوان به دلیل کمبود فشار کاهش می‌یابد، در حالی که بازجذب افزایش می‌یابد.

منبع: Osmosis - Musculoskeletal

Isn't the chemistry homework due next Wednesday?

آیا تکالیف شیمیایی برای روز چهارشنبه هفته آینده سررسید نشده است؟

منبع: Past years' college entrance examination listening comprehension (local papers)

And this is again due to heat.

و این دوباره به دلیل گرما است.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

Traffic was slow due to road construction.

ترافیک به دلیل ساخت و ساز جاده‌ها کند بود.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

People hate mosquitoes due to their blood-sucking tendencies.

مردم به دلیل تمایل آنها به مکیدن خون، از حشرات پشه‌ای متنفرند.

منبع: 21st Century English Newspaper

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید