patter

[ایالات متحده]/'pætə/
[بریتانیا]/'pætɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصطلاحات؛ قدم‌های سبک و سریع
vi. صدای سریع و سبک تولید کردن؛ به سرعت صحبت کردن
vt. به طور مداوم و سریع صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

pitter-patter of raindrops

تماشای قطره‌های باران

جملات نمونه

the patter of footsteps

صدای قدم‌ها

the patter of rain on the rooftops.

صدای باران روی پشت‌بام‌ها

she pattered on incessantly.

او بی‌وقفه ادامه داد.

The rain pattered on the roof.

باران روی پشت‌بام می‌بارید.

plovers pattered at the edge of the marsh.

چک‌چک‌ها در حاشیه مرداب صدا می‌کردند.

their risky patter made the guests laugh.

صحبت‌های خطرناک آن‌ها باعث خنده مهمانان شد.

Rain pattered steadily against the glass.

باران به طور پیوسته به شیشه می‌زد.

I had given up hope of hearing the patter of tiny feet .

من دیگر امیدی به شنیدن صدای قدم‌های کوچک نداشتم.

the rain had stopped its vibrating patter above him.

باران از بالای سر او متوقف شده بود.

he picked up the patter from watching his dad.

او این رفتار را از تماشای پدرش یاد گرفت.

She’s not particularly interested in having children, but her husband longs for the patter of tiny feet.

او به طور خاص به داشتن فرزند علاقه ای ندارد، اما شوهرش مشتاق شنیدن صدای قدم های کوچک است.

نمونه‌های واقعی

Pitter patter, pitter patter! And it showered heavily.

باران آرام و پیوسته می‌بارید! و باران شدید بود.

منبع: 101 Children's English Stories

I want to hear the old patter.

می‌خواهم حرف‌های قدیمی را بشنوم.

منبع: Modern Family - Season 08

Okay, we need to work on your sexy patter.

باشه، باید روی لحن اغواگر شما کار کنیم.

منبع: Modern Family - Season 07

Okay, stick to the scripted patter, sweetie.

باشه، به لحن نوشته شده بچسب، عزیزم.

منبع: Modern Family - Season 07

Ten o'clock passed, and I heard the footsteps of the maid as she pattered off to bed.

ساعت ده گذشته بود و صدای قدم‌های خدمتکار را شنیدم که برای رفتن به رختخواب به راه افتاده بود.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

Might have one with rain pattering on the windows.

شاید یکی داشته باشیم با صدای قطرات باران روی پنجره‌ها.

منبع: The Economist (Summary)

He has everything-- the hands, the patter, the outfits.

او همه چیز را دارد - دست‌ها، لحن، لباس‌ها.

منبع: Modern Family - Season 04

Outside the wind still screamed and the rain splashed and pattered against the windows.

بیرون، باد هنوز زوزه می‌کشید و باران به پنجره‌ها برخورد می‌کرد و آرام آرام می‌بارید.

منبع: The Five Orange Pips of Sherlock Holmes

Though it rained, yet the rain never pattered O'er the beautiful way that they took.

اگرچه باران می‌بارید، اما باران هرگز به زیبایی راهی که آنها رفتند، آرام آرام نمی‌بارید.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

No, you don't. It's me. The lusty charmer with the fancy patter and the hoochie pants.

نه، شما نه. منم. اغواگر جذاب با لحن فانتزی و شلوارهای جذاب.

منبع: The Big Bang Theory Season 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید