peaking

[ایالات متحده]/ˈpiːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpikɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افزایش تند; تیز کردن ضربه; جستجوی مقدار اوج; پرکننده
v. نازک شدن; کاهش یافتن; ایستادن; رسیدن به بالاترین نقطه (شکل اوج)

عبارات و ترکیب‌ها

peaking interest

جذب علاقه

peaking performance

به اوج رسیدن عملکرد

peaking demand

به اوج رسیدن تقاضا

peaking time

زمان اوج

peaking levels

سطوح اوج

peaking energy

به اوج رسیدن انرژی

peaking prices

قیمت‌های اوج

peaking sales

فروش اوج

peaking trends

روندهای اوج

peaking capacity

ظرفیت اوج

جملات نمونه

she was peaking at the test answers during the exam.

او در حال نگاه کردن به پاسخ‌های امتحان در طول امتحان بود.

the athlete is peaking just in time for the championship.

ورزشکار درست به موقع برای مسابقات قهرمانی در اوج عملکرد خود قرار دارد.

he caught her peaking at his phone screen.

او او را در حال نگاه کردن به صفحه تلفن همراهش دید.

the sales figures are peaking this quarter.

آمار فروش این فصل به اوج خود رسیده است.

she is peaking in her performance this season.

عملکرد او در این فصل به اوج خود رسیده است.

peaking too early can affect your overall performance.

اوج گرفتن خیلی زود می‌تواند بر عملکرد کلی شما تأثیر بگذارد.

he was caught peaking at the surprise party preparations.

او در حال نگاه کردن به مقدمات مهمانی غافلگیری دستگیر شد.

the mountain climbers are peaking at the summit.

کوهنوردان در حال رسیدن به قله هستند.

peaking interest in the new product is crucial for sales.

علاقه به محصول جدید برای فروش بسیار مهم است.

she is peaking in her career after years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش سخت در اوج حرفه خود قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید