reaching

[ایالات متحده]/ˈriːtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈriːtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رسیدن به یا آمدن به; تماس با کسی برقرار کردن; کشیدن یا گسترش دادن; دست خود را دراز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reaching out

تماس گرفتن

reaching goals

رسیدن به اهداف

reaching heights

رسیدن به قله‌ها

reaching limits

رسیدن به محدودیت‌ها

reaching agreement

رسیدن به توافق

reaching success

رسیدن به موفقیت

reaching potential

رسیدن به پتانسیل

reaching consensus

رسیدن به اجماع

reaching new

رسیدن به نو

جملات نمونه

reaching new heights in your career can be challenging.

رسیدن به قله‌های جدید در حرفه شما می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

reaching an agreement is essential for progress.

رسیدن به توافق برای پیشرفت ضروری است.

she is reaching out to her friends for support.

او برای حمایت به دوستان خود دست می‌رساند.

reaching a consensus among team members is important.

رسیدن به اجماع بین اعضای تیم مهم است.

they are reaching for the stars in their ambitions.

آنها در جاه‌طلبی‌های خود به دنبال ستاره‌ها هستند.

reaching the finish line is a great accomplishment.

رسیدن به خط پایان یک دستاورد بزرگ است.

reaching out to the community can foster goodwill.

ارتباط با جامعه می‌تواند حسن نیت را تقویت کند.

he is reaching a turning point in his life.

او به یک نقطه عطف در زندگی خود می‌رسد.

reaching a broader audience requires effective marketing.

رسیدن به مخاطبان گسترده‌تر نیاز به بازاریابی موثر دارد.

reaching a higher level of education can open doors.

رسیدن به سطح بالاتری از تحصیلات می‌تواند درها را باز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید