peak

[ایالات متحده]/piːk/
[بریتانیا]/piːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالاترین نقطه؛ بالای کوه؛ نقطه حداکثر؛ بالای کلاه
vt. به بالاترین نقطه رسیدن؛ بالا بردن
vi. لاغر شدن؛ به نقطه حداکثر رسیدن؛ نحیف شدن
adj. بالاترین؛ بیشترین مقدار

عبارات و ترکیب‌ها

reach the peak

رسیدن به اوج

mountain peak

قله کوه

peak performance

عملکرد اوج

peak season

فصل اوج

peak hours

ساعات اوج

peak value

مقدار اوج

peak load

بار اوج

peak period

دوره اوج

peak power

توان اوج

peak area

مساحت اوج

peak time

زمان اوج

peak current

جریان اوج

peak stress

بار اوج

peak shaving

کاهش بار اوج

absorption peak

اوج جذب

peak pressure

فشار اوج

peak flow

جریان اوج

peak voltage

ولتاژ اوج

peak acceleration

حداکثر شتاب

peak hour

ساعت اوج

peak height

حداکثر ارتفاع

peak reverse voltage

ولتاژ معکوس اوج

جملات نمونه

a peak in current.

نقطه اوج در جریان

the peak of a cap; the peak of a roof.

نوک کلاه؛ نوک سقف.

working at peak efficiency.

در اوج کارایی کار کردن.

mountain peaks of imposing height.

قله‌های کوهستانی با ارتفاعات چشمگیر

mountain peaks invisible in the fog.

قله‌های کوهستانی که در مه نامرئی هستند.

a peak surmounted with snow

قله‌ای که با برف پوشیده شده است

a peak shrouded in mist and cloud

یک قله پوشیده در مه و ابر

a volcanic peak; volcanic islands.

یک قله آتشفشانی؛ جزایر آتشفشانی

spread the icing in peaks and whorls.

پوشش را به صورت نوک تیز و مارپیچ پخش کنید.

We saw peak beyond peak.

ما قله ورای قله را دیدیم.

He's at the peak of his career.

او در اوج حرفه‌اش است.

Middle school enrolments will peak this year.

ثبت نام در مدارس راهنمایی امسال به اوج خود خواهد رسید.

a panoply of alpine peaks;

مجموعه‌ای از قله‌های آلپاین;

The peak towers up into the clouds.

قله به سمت آسمان بالا می‌رود.

Towering snowcapped peaks rise majestically.

قله‌های پوشیده از برف و بلند به شکلی باشکوه بالا می‌آیند.

off-peak telepone rates

نرخ تلفن خارج از ساعات اوج

a peak that loomed through the mist;

نوای که از میان مه بیرون می‌آمد;

mountain peaks are classified according to their shape.

قله‌های کوهستانی بر اساس شکلشان طبقه‌بندی می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

Comet Lovejoy hits its peak over the next few days.

شهاب‌سنگ لاو‌جوی در چند روز آینده به اوج خود می‌رسد.

منبع: BBC Listening January 2015 Collection

And we collectively flattened the peak.

و ما به طور جمعی اوج را مسطح کردیم.

منبع: Boris Johnson's Speech Collection

And I can already see a higher peak.

و من می‌توانم یک اوج بالاتر را از قبل ببینم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2015 Collection

Only person has climbed all 14 peaks twice.

فقط یک نفر تمام 14 قله را دو بار فتح کرده است.

منبع: VOA Special August 2023 Collection

We've passed our peak in terms of looks.

ما از نظر ظاهر از اوج خود عبور کرده‌ایم.

منبع: The school of life

Have we reached the peak of our smartphone design?

آیا ما به اوج طراحی گوشی‌های هوشمند خود رسیده‌ایم؟

منبع: Trendy technology major events!

What we see is a peak predicted in about 2080s, thereafter a plateau.

آنچه می‌بینیم یک اوجی است که در حدود دهه 2080 پیش‌بینی شده است، پس از آن یک دشت.

منبع: United Nations Incident Log

She was at the peak of her popularity.

او در اوج محبوبیت خود بود.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

She's a teenage girl. That's when you peaked.

او یک دختر نوجوون است. این زمانی است که شما به اوج رسیدید.

منبع: Modern Family - Season 08

The peaks grow tall with steep slopes.

قله‌ها با شیب‌های تند بلند می‌شوند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید