high

[ایالات متحده]/haɪ/
[بریتانیا]/haɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالاتر; برتر; در فرکانس بالا; نجیب
n. سطح بالا; آسمان; خوشحالی ناشی از داروها; ناحیه فشار بالا
adv. در سطح بالا; به طور افراطی

عبارات و ترکیب‌ها

high altitude

ارتفاع زیاد

high fever

تب شدید

high quality

کیفیت بالا

high risk

خطر زیاد

high achiever

عمل‌گر ماهر

high speed

سرعت بالا

high temperature

دمای بالا

high school

دبیرستان

high efficiency

کارایی بالا

on high

در بالاترین حد

high performance

عملکرد بالا

high pressure

فشار بالا

high precision

دقت بالا

high level

سطح بالا

high technology

فناوری پیشرفته

high frequency

تعداد بالا

high accuracy

دقت بالا

high grade

نمره بالا

high degree

درجه بالا

high power

توان بالا

high yield

بازدهی بالا

high reliability

قابلیت اطمینان بالا

high density

چگالی بالا

high resolution

رزولوشن بالا

جملات نمونه

It's a high building.

ساختمانی بلند است.

a high mountain; a high tower.

یک کوه بلند؛ یک برج بلند.

the high tourist season; high summer.

فصل اوج گردشگری؛ تابستان گرم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید