specter

[ایالات متحده]/ˈspɛktə/
[بریتانیا]/ˈspɛktər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روح یا شبح؛ ترس یا وحشتی دائمی؛ نشانه یا علامت

عبارات و ترکیب‌ها

ghostly specter

شبح شبح‌وار

haunting specter

شبح آزاردهنده

specter of death

شبح مرگ

malevolent specter

شبح خبیث

specter of fear

شبح ترس

dark specter

شبح تاریک

specter of war

شبح جنگ

fading specter

شبح محو شونده

specter of doubt

شبح تردید

specter of poverty

شبح فقر

جملات نمونه

the specter of war looms over the region.

طيف جنگ بر منطقه سایه افکنده است.

she felt the specter of doubt creeping in.

او احساس کرد که سایه تردید در حال نفوذ است.

the specter of failure haunted him.

طيف شکست او را آزار می‌داد.

many believe the specter of poverty is a serious issue.

بسیاری معتقدند که طيف فقر یک مسئله جدی است.

the specter of climate change affects us all.

طيف تغییرات آب و هوایی بر همه ما تأثیر می‌گذارد.

he faced the specter of his past mistakes.

او با طيف اشتباهات گذشته خود روبرو شد.

the specter of unemployment looms large in the economy.

طيف بیکاری در اقتصاد بسیار بزرگ است.

they discussed the specter of political unrest.

آنها در مورد طيف ناآرامی سیاسی بحث کردند.

the specter of illness can be overwhelming.

طيف بیماری می‌تواند طاقت‌فرسا باشد.

she often spoke of the specter of loneliness.

او اغلب در مورد طيف تنهایی صحبت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید