substantial

[ایالات متحده]/səbˈstænʃl/
[بریتانیا]/səbˈstænʃl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محکم; بزرگ در مقدار; قابل توجه; ضروری.

عبارات و ترکیب‌ها

substantial evidence

دلایل قابل توجه

substantial progress

پیشرفت قابل توجه

substantial increase

افزایش قابل توجه

substantial savings

صرفه جویی قابل توجه

substantial shareholder

سهامدار قابل توجه

substantial connection

ارتباط قابل توجه

substantial step

گام قابل توجه

substantial order

سفارش قابل توجه

جملات نمونه

a substantial amount of cash.

یک مقدار قابل توجه وجه نقد

a substantial Devon family.

یک خانواده Devon قابل توجه

a man of substantial build

مردی با اندام قابل توجه

substantial compliance with the law

رعایت اساسی قوانین

substantial accessions of gold.

ورود قابل توجهی از طلا.

a row of substantial Victorian villas.

یک ردیف ویلاهای ویکتوریایی بزرگ.

The article is devoid of substantial matter.

مقاله عاری از مطالب اساسی است.

substantial fitting work is in contemplation .

انجام کار نصب و مونتاژ قابل توجه در حال بررسی است.

severe deindustrialization with substantial job losses.

باز صنعتی شدن شدید با از دست دادن مشاغل قابل توجه

the body of evidence is too substantial to disregard.

داده های اثبات کننده بسیار زیاد هستند که نمی توان آنها را نادیده گرفت.

there was substantial agreement on changing policies.

توافق قابل توجهی در مورد تغییر سیاست ها وجود داشت

The country bought a substantial number of weapons.

کشور تعداد قابل توجهی سلاح خریداری کرد.

They made substantial changes to the arrangements.

آنها تغییرات قابل توجهی در تنظیمات ایجاد کردند.

Substantial damages were paid in recompense.

خسارات قابل توجهی به عنوان جبران خسارت پرداخت شد.

he eventually inherited a substantial fortune.

او در نهایت یک ثروت قابل توجه به ارث برد.

there are substantial precedents for using interactive media in training.

سابقه قابل توجهی برای استفاده از رسانه های تعاملی در آموزش وجود دارد.

a substantial amount of money is unaccounted for.

میزان قابل توجهی پول مفقود شده است.

She realized a substantial return on the investment.

او بازگشت قابل توجهی از سرمایه گذاری به دست آورد.

نمونه‌های واقعی

It is the tip of a substantial iceberg.

این نوک یک کوه یخ بزرگ است.

منبع: The Economist - Comprehensive

John has made a substantial improvement in his health.

جان پیشرفت قابل توجهی در سلامتی خود داشته است.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

Or is this more substantial do you think?

یا آیا فکر می‌کنید این بیشتر قابل توجه است؟

منبع: NPR News December 2014 Collection

In the hope of suddenly acquiring a substantial fortune.

با این امید که ناگهان ثروت قابل توجهی به دست آوریم.

منبع: Cultural Discussions

Most of mine have some sort of substantial damage.

اکثر آنها آسیب قابل توجهی دارند.

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

But there was serious and substantial items, too.

اما اقلام جدی و قابل توجه نیز وجود داشت.

منبع: CNN Listening Compilation May 2013

Well, actually, it's quite a substantial amount.

خب، در واقع، مقدار قابل توجهی است.

منبع: Banking Situational Conversation

I believe the central government realize this is really, very much substantial.

من معتقدم دولت مرکزی متوجه است که این واقعاً بسیار قابل توجه است.

منبع: CRI Online March 2017 Collection

He may eventual receive substantial compensations for wrongful imprisonment.

او ممکن است در نهایت به عنوان جبران حبس نادرست، غرامت قابل توجهی دریافت کند.

منبع: BBC Listening Collection April 2014

Substantial but still on the lower end of sentencing guidelines.

قابل توجه، اما هنوز هم در انتهای پایین دستورالعمل‌های مجازات.

منبع: BBC Listening December 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید