plumped up
متورم شد
plumped for
برای متورم شدن
plumped down
به سمت پایین متورم شد
plumped out
بیرون متورم شد
plumped together
در کنار هم متورم شد
plumped with
متورم با
plumped into
وارد متورم شد
plumped around
اطراف متورم شد
plumped against
در برابر متورم شد
plumped beside
در کنار متورم شد
the cushions were plumped up before the guests arrived.
بالشها قبل از ورود مهمانان پفدار شدند.
she plumped for the red dress instead of the blue one.
او به جای لباس آبی، لباس قرمز را انتخاب کرد.
after the meal, he plumped for dessert.
بعد از غذا، او برای دسر انتخاب کرد.
the cat plumped itself down on the sunny spot.
گربه خود را روی نقطه آفتابی انداخت.
she plumped up the pillows for a more comfortable sleep.
او بالشها را برای داشتن خواب راحتتر پف کرد.
he plumped for the easier option in the exam.
او گزینه آسانتر را در امتحان انتخاب کرد.
the chef plumped the chicken with herbs for flavor.
سرآشپز مرغ را با گیاهان معطر برای طعمدار کردن پف کرد.
she plumped for a career in teaching.
او شغلی در آموزش و پرورش را انتخاب کرد.
the gardener plumped the flowers for a fuller look.
باغبانی گلها را برای داشتن ظاهری پرتر پف کرد.
he plumped for a more adventurous holiday destination.
او برای یک مقصد تعطیلات ماجراجویانه تر انتخاب کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید