plumped

[ایالات متحده]/plʌmpt/
[بریتانیا]/plʌmpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گرد یا چاق ساخته شده (زمان گذشته plump)؛ باعث تورم یا برآمدگی شده؛ به طور ناگهانی و سنگین افتاده؛ با اطمینان انتخاب شده

عبارات و ترکیب‌ها

plumped up

متورم شد

plumped for

برای متورم شدن

plumped down

به سمت پایین متورم شد

plumped out

بیرون متورم شد

plumped together

در کنار هم متورم شد

plumped with

متورم با

plumped into

وارد متورم شد

plumped around

اطراف متورم شد

plumped against

در برابر متورم شد

plumped beside

در کنار متورم شد

جملات نمونه

the cushions were plumped up before the guests arrived.

بالش‌ها قبل از ورود مهمانان پف‌دار شدند.

she plumped for the red dress instead of the blue one.

او به جای لباس آبی، لباس قرمز را انتخاب کرد.

after the meal, he plumped for dessert.

بعد از غذا، او برای دسر انتخاب کرد.

the cat plumped itself down on the sunny spot.

گربه خود را روی نقطه آفتابی انداخت.

she plumped up the pillows for a more comfortable sleep.

او بالش‌ها را برای داشتن خواب راحت‌تر پف کرد.

he plumped for the easier option in the exam.

او گزینه آسان‌تر را در امتحان انتخاب کرد.

the chef plumped the chicken with herbs for flavor.

سرآشپز مرغ را با گیاهان معطر برای طعم‌دار کردن پف کرد.

she plumped for a career in teaching.

او شغلی در آموزش و پرورش را انتخاب کرد.

the gardener plumped the flowers for a fuller look.

باغبانی گل‌ها را برای داشتن ظاهری پرتر پف کرد.

he plumped for a more adventurous holiday destination.

او برای یک مقصد تعطیلات ماجراجویانه تر انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید