sat

[ایالات متحده]/sæt/
[بریتانیا]/sæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نشسته

عبارات و ترکیب‌ها

she sat down

او نشست

he sat quietly

او به آرامی نشست

جملات نمونه

sat in on the discussion.

در بحث شرکت کرد.

sat on the evidence.

روی مدارک نشست.

They sat in the shade.

آنها در سایه نشستند.

sat at the head of the table.

در سر میز نشست.

I sat there in the moonlight.

من آنجا در ماهتاب نشستم.

they sat in the front row.

آنها در ردیف جلوی آن نشستند.

They sat opposite at the table.

آنها روبروی یکدیگر در سر میز نشسته بودند.

sat on the edge of the chair.

روی لبه‌ی صندلی نشست.

sat up in bed.

در رختخواب نشست و بالا آمد.

They just sat and chattered.

آنها فقط نشستند و گپ زدند.

They sat in frozen silence.

آنها در سکوت یخ‌زده نشستند.

The cat sat motionless.

گربه بی حرکت نشست.

He sat in a chair.

او روی یک صندلی نشست.

They sat around the table.

آنها دور میز نشستند.

He sat there fuming.

او آنجا با عصبانیت نشست.

He sat there (as) a guest.

او آنجا به عنوان مهمان نشست.

They sat there swilling champagne.

آنها آنجا مشغول نوشیدن شامپاین بودند.

She sat in the shade on the veranda.

او در سایه روی ایوان نشست.

they all sat round in a circle.

همه آنها دور یکدیگر نشستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید