pouted

[ایالات متحده]/paʊtɪd/
[بریتانیا]/paʊtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته pout

عبارات و ترکیب‌ها

she pouted

او با ناراحتی لب زد

he pouted

او با ناراحتی لب زد

pouted lips

لب‌های منقبض

pouted face

چهره منقبض

pouted in anger

با عصبانیت لب زد

pouted at me

به من لب زد

pouted slightly

کمی لب زد

pouted playfully

به صورت بازیگوشانه لب زد

pouted in disappointment

با ناراحتی لب زد

pouted with frustration

با کلافگی لب زد

جملات نمونه

she pouted when she didn't get her way.

وقتی که نمی‌خواست به روش خود پیش برود، اخم می‌کرد.

the child pouted and crossed her arms.

کودک اخم کرد و دست‌هایش را به هم گره زد.

he pouted like a spoiled brat.

او مثل یک بچه نازپرورده اخم می‌کرد.

after hearing the news, she pouted in disappointment.

بعد از شنیدن خبر، او با ناراحتی اخم کرد.

she pouted at him, trying to get his attention.

او به سمت او اخم کرد و سعی کرد توجه او را جلب کند.

he pouted when he was told to clean his room.

وقتی به او گفته شد که اتاقش را تمیز کند، اخم کرد.

she pouted, hoping he would apologize.

او اخم کرد و امیدوار بود که او عذرخواهی کند.

the puppy pouted when it was left alone.

وقتی تنها گذاشته می‌شد، توله سگ اخم می‌کرد.

he always pouted when he lost a game.

وقتی بازی را می‌باخت، همیشه اخم می‌کرد.

she pouted and refused to speak.

او اخم کرد و از صحبت کردن امتناع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید