frowned

[ایالات متحده]/fraʊnd/
[بریتانیا]/fraʊnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته فعل اخم کردن؛ با اخم کردن نارضایتی را نشان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

frowned upon

به دیده تردید نگریستن

frowned at

به دیده تردید نگریستن

frowned deeply

با حالتی عمیق اخم کرد

frowned slightly

کمی اخم کرد

frowned in disapproval

با نارضایتی اخم کرد

frowned with concern

با نگرانی اخم کرد

frowned heavily

با اخم سنگین

frowned in confusion

با سردرگمی اخم کرد

frowned in thought

در حالی که فکر می‌کرد، اخم کرد

frowned with anger

با خشم اخم کرد

جملات نمونه

she frowned when she heard the bad news.

او با شنیدن اخبار بد اخم کرد.

he frowned in concentration while solving the puzzle.

او در حالی که مشغول حل کردن پازل بود، با تمرکز اخم کرد.

the teacher frowned at the students for being late.

معلم به دلیل دیر رسیدن به دانش آموزان اخم کرد.

she frowned at the messy room.

او به اتاق بهم ریخته اخم کرد.

he frowned, trying to understand the complicated instructions.

او اخم کرد و سعی کرد دستورالعمل های پیچیده را بفهمد.

the child frowned when he couldn't find his toy.

بچه اخم کرد وقتی نتوانست اسباب بازی خود را پیدا کند.

she frowned slightly, unsure of what to say next.

او کمی اخم کرد، مطمئن نبود که بعد چه بگوید.

he frowned at the confusing map.

او به نقشه گیج کننده اخم کرد.

they frowned upon the idea of working late.

آنها با ایده کار کردن تا دیر وقت مخالفت کردند.

she frowned, realizing she had made a mistake.

او اخم کرد، متوجه شد که اشتباهی کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید