prancing around
چرخ و گرد
prancing horse
اسب چرخزن
prancing deer
گوزن چرخزن
prancing child
کودک چرخزن
prancing puppy
سگ توله چرخزن
prancing dancer
رقصنده چرخزن
prancing in joy
با شادی چرخزن
prancing about
اینجا و آنجا چرخزن
prancing with glee
با خوشحالی چرخزن
prancing freely
به طور آزادانه چرخزن
the children were prancing around the playground with joy.
کودکان با خوشحالی در حال جست و خیز در اطراف زمین بازی بودند.
the horse was prancing gracefully in the field.
اسب به طور ظریفانه در حال جست و خیز در مزرعه بود.
she watched the dogs prancing in the park.
او سگهایی را که در حال جست و خیز در پارک بودند تماشا کرد.
the dancers were prancing across the stage.
رقصکنندگان در حال جست و خیز روی صحنه بودند.
he felt like prancing after receiving the good news.
بعد از شنیدن خبر خوب، احساس کرد که بخواهد جست و خیز کند.
the kids were prancing in their new shoes.
کودکان با کفشهای جدیدشان در حال جست و خیز بودند.
she couldn't help prancing when she heard her favorite song.
وقتی آهنگ مورد علاقه اش را شنید، نتوانست جلوی جست و خیز کردن خود را بگیرد.
the little lambs were prancing in the meadow.
بره های کوچک در حال جست و خیز در چمنزار بودند.
he pranced with excitement when he saw the surprise party.
وقتی مهمانی غافلگیری را دید، با هیجان جست و خیز کرد.
the parade featured floats and prancing performers.
نمایگاه و هنرمندان در حال جست و خیز در رژه وجود داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید