galloping

[ایالات متحده]/'ɡæləpiŋ/
[بریتانیا]/ˈɡæləpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سرعت و با شتاب حرکت کردن یا پیشرفت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

horse galloping

اسبی که галоп می‌کند

galloping speed

سرعت галоپ

galloping sound

صدای یورتمه

at a gallop

با سرعت زیاد

جملات نمونه

Summer was galloping by.

تابستان به سرعت در حال گذر بود.

panic about the deadline galloping towards them.

وحشت از مهلتی که به سرعت به سمت آنها می‌آمد.

galloping across the country at lightning speed.

با سرعت رعد و برق در حال گذر در سراسر کشور.

the galloping horse raised a cloud of dust.

اسب در حال گذر غباری را بلند کرد.

The horse started galloping the moment I gave it a good dig.

اسب بلافاصله بعد از اینکه ضربه‌ای به آن زدم شروع به گذر کرد.

A galloping horse falls down when it's running to the destination, while the cameleer and the camel reaches it slowly.

یک اسب که در حال تاختن به سمت مقصد است، می افتد، در حالی که شتربان و شتر به آرامی به آن می رسند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید