striding

[ایالات متحده]/straɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. راه رفتن با قدم‌های بلند; برداشتن گام‌های بلند.

عبارات و ترکیب‌ها

striding confidently

با اعتماد قدم برداشتن

striding purposefully

با هدف گام برداشتن

striding towards success

حرکت به سمت موفقیت

جملات نمونه

striding confidently towards the future.

با اعتماد قدم به سمت آینده گام برداشتن.

he was striding ahead towards the stream.

او با گام‌های استوار به سمت جریان آب حرکت می‌کرد.

a woman striding the cobbled streets.

یک زن که در خیابان‌های سنگفرش قدم می‌زند.

striding along with her wonted purposefulness.

با گام‌های استوار و با همان هدف‌مندی همیشگی به راه ادامه می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید