shuffling

[ایالات متحده]/'ʃʌfliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت تصادفی ترتیب دادن; با هم مخلوط کردن; به آرامی راه رفتن و پاها را کشیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

shuffling cards

برهم زدن کارت‌ها

shuffling feet

حرکت دادن پاها

shuffling papers

برهم ریختن کاغذها

shuffling playlist

تغییر لیست پخش

جملات نمونه

shuffling her feet into a pair of shoes, she tiptoed out of the room.

در حالی که کفشش را داخل یک جفت کفش می‌کرد، با احتیاط از اتاق خارج شد.

New England square dancing was rather restrained and formal, but the shuffling step or sashay was already present.

رقص مربع نیوانگلند نسبتاً باوقار و رسمی بود، اما حرکت یا رقص کش و قوس دار در حال حاضر وجود داشت.

He was shuffling through the papers on his desk.

او در حال ورق زدن کاغذهای روی میزش بود.

The old man was shuffling along the sidewalk.

مرد پیر در حالی که روی پیاده‌رو قدم می‌زد، به آرامی جلو می‌رفت.

She was shuffling her feet nervously.

او به طرز عصبی کفشش را به هم می‌زد.

The cards were shuffling in the dealer's hands.

کارت‌ها در دست‌هاى باجى‌باز مخلوط می‌شدند.

He was shuffling his playlist to find the perfect song.

او در حال تغییر لیست پخش خود بود تا آهنگ مناسب را پیدا کند.

The dancers were shuffling across the dance floor.

رقصندگان در حال رقص کش و قوس دار روی زمین رقص بودند.

She was shuffling the deck of cards before dealing.

او قبل از پخش کردن، دسته کارت‌ها را به هم می‌زد.

The students were shuffling into the classroom after recess.

دانشجویان پس از تعطیل، به آرامی وارد کلاس درس شدند.

The waiter was shuffling between tables taking orders.

گارسون در حال رفت و آمد بین میزها برای گرفتن سفارش بود.

He was shuffling his feet as he waited in line.

او در حالی که در صف منتظر بود، کفشش را به هم می‌زد.

نمونه‌های واقعی

Unlike your other 46 chromosomes, there's no shuffling when it's passed between generations.

برخلاف ۴۶ کروموزوم دیگر شما، هنگام انتقال بین نسل‌ها هیچ جابجایی وجود ندارد.

منبع: PBS Fun Science Popularization

The footfall was an uncertain and shuffling one.

صدای قدم‌ها نامطمئن و با صدای قدم‌های لرزان بود.

منبع: A Study in Scarlet by Sherlock Holmes

The pilot now returned, shuffling his hat in his hands.

خلبان اکنون بازگشت و در حالی که کلاهش را در دست‌هایش جابجا می‌کرد.

منبع: Around the World in Eighty Days

She began shuffling the cards, but threw them down suddenly.

او شروع به جابجا کردن کارت‌ها کرد، اما ناگهان آنها را روی زمین انداخت.

منبع: Virgin Land (Part 1)

“Er — yes, they did, yes, ” said Hagrid, shuffling his feet.

«اوه — بله، آنها این کار را انجام دادند، بله،» هاگرید گفت، در حالی که پاهایش را جابجا می‌کرد.

منبع: All-Star Read "Harry Potter" Collection

Then I heard a shuffling noise. And some slobbering.

سپس صدای جابجایی شنیدم. و کمی لثذ.

منبع: Storyline Online English Stories

She beckoned them forwards imperiously and they came, shuffling their large feet and looking awkward.

او با اشاره آنها را به جلو خواست و آنها آمدند، در حالی که پاهای بزرگ خود را جابجا می‌کردند و دست و پا چلفتی به نظر می‌رسیدند.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

" Yes, " said Fudge again, shuffling his notes, " Well, then. So. The charges. Yes."

«بله،» فاج دوباره گفت، در حالی که یادداشت‌های خود را جابجا می‌کرد، «خب، پس. پس. اتهامات. بله.»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

The atomic transistor works, as its name suggests, by shuffling individual atoms around within the device.

ترانزیستور اتمی همانطور که نام آن نشان می‌دهد، با جابجایی اتم‌های منفرد در داخل دستگاه کار می‌کند.

منبع: The Economist - Technology

" I tell you, the thing does not exist, " said Professor Binns, shuffling his notes.

«به شما می‌گویم، این چیز وجود ندارد،» پروفسور بینز گفت، در حالی که یادداشت‌های خود را جابجا می‌کرد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید