prayed

[ایالات متحده]/prɛɪd/
[بریتانیا]/prɛɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با خدا یا یک خدا صحبت کردن به منظور درخواست چیزی؛ درخواست یا درخواست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prayed for

برای دعا کردند

prayed hard

سخت دعا کردند

prayed together

با هم دعا کردند

prayed silently

به طور خاموش دعا کردند

prayed earnestly

با جدیت دعا کردند

prayed daily

روزانه دعا کردند

prayed deeply

به عمق وجود دعا کردند

prayed fervently

با اشتیاق دعا کردند

prayed quietly

به آرامی دعا کردند

prayed alone

تنها دعا کردند

جملات نمونه

she prayed for her family's safety during the storm.

او برای حفظ امنیت خانواده‌اش در طول طوفان دعا کرد.

he prayed silently before the big game.

او قبل از بازی بزرگ به طور خاموشانه دعا کرد.

they prayed together for peace in the world.

آنها برای صلح در جهان با هم دعا کردند.

she prayed for guidance in her difficult decision.

او برای هدایت در تصمیم دشوارش دعا کرد.

we prayed that the missing child would be found.

ما دعا کردیم که کودک گمشده پیدا شود.

he prayed earnestly for his friend's recovery.

او با جدیت برای بهبودی دوستش دعا کرد.

she prayed with hope for a better future.

او با امید برای آینده‌ای بهتر دعا کرد.

the community gathered and prayed for the victims.

جامعه گرد هم آمد و برای قربانیان دعا کرد.

they prayed for strength to overcome their challenges.

آنها برای قدرت غلبه بر چالش‌هایشان دعا کردند.

he often prayed at the temple for wisdom.

او اغلب در معبد برای خرد دعا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید