asked

[ایالات متحده]/[ˈɑː.sk]/
[بریتانیا]/[ˈɑː.sk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پرسیدن از کسی؛ درخواست کردن یا درخواست کردن با اصرار؛ درباره چیزی تحقیق کردن.
n. سؤالی که از کسی پرسیده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

asked a question

پرسش کرد

asked for help

درخواست کمک کرد

asked me

از من پرسید

asking about

در مورد ... پرسیدن

asked why

چرا پرسید

asked her

از او پرسید

asked him

از او پرسید

asking now

الان می‌پرسد

asked politely

با احترام پرسید

asked around

پرس و جو کرد

جملات نمونه

she asked a question about the assignment.

او یک سوال درباره تکلیف مطرح کرد.

he asked for help with his computer.

او از کمک در مورد کامپیوترش خواست.

i asked a favor of my neighbor.

من یک لطف از همسایه‌ام خواستم.

they asked a lot of questions during the presentation.

آن‌ها در حین ارائه سوالات زیادی مطرح کردند.

the teacher asked us to complete the worksheet.

معلم از ما خواست تا فعالیت را کامل کنیم.

he asked me where i had been.

او از من پرسید که کجا بوده‌ام.

she asked if she could join the group.

او پرسید که آیا می‌تواند به گروه بپیوست.

we asked the waiter about the menu.

ما از پیشخدمت درباره منو سوال کردیم.

the police asked him his name and address.

پلیس از او نام و آدرسش را پرسید.

i asked my boss for a raise.

من از مدیرم درخواست افزایش حقوق دادم.

she asked a friend to babysit her children.

او از یک دوست خواست که کودکانش را نگه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید