implorated her
خواستار گذشت او شد
implorated them
خواستار گذشت آنها شد
implorated gently
خواستار گذشت او به آرامی شد
implorated silence
خواستار سکوت شد
implorated help
کمک را خواستار شد
implorated earnestly
خواستار گذشت او با صداقت شد
the child implored his mother to buy him an ice cream.
کودک به مادرش گفت از او یک مخروط یخ میخواهد.
she implored the judge for leniency in her sentencing.
او به قاضی خواهش کرد که در حکم دادگاه او مهربان باشد.
he implored his team to give it their all in the final minutes.
او به تیم خود خواهش کرد که در دقیقههای پایانی تمام توان خود را بکشند.
the desperate man implored passersby for help.
مرد ناامید به گذرنیکها خواهش کرد که کمک کنند.
the ambassador implored the warring factions to negotiate.
سفیر به گروههای درگیر خواهش کرد که مذاکره کنند.
the patient implored the doctor to do something to ease his pain.
بیمار به پزشک خواهش کرد که چیزی بکند تا دردش را کاهش دهد.
the lawyer implored the jury to consider all the evidence.
وکیل به هیت جمعی خواهش کرد که تمام شواهد را در نظر بگیرند.
the company implored its employees to adhere to safety protocols.
شرکت به کارکنانش خواهش کرد که به پروتکلهای ایمنی پایبند باشند.
the activist implored the government to address climate change.
فعال گرایش به دولت خواهش کرد که به تغییرات اقلیمی پاسخ دهد.
the author implored readers to reflect on the story's themes.
نویسنده به خوانندگان خواهش کرد که به موضوعات داستان فکر کنند.
the witness implored the court to believe her testimony.
شاکی به دادگاه خواهش کرد که به گفتههایش باور کند.
implorated her
خواستار گذشت او شد
implorated them
خواستار گذشت آنها شد
implorated gently
خواستار گذشت او به آرامی شد
implorated silence
خواستار سکوت شد
implorated help
کمک را خواستار شد
implorated earnestly
خواستار گذشت او با صداقت شد
the child implored his mother to buy him an ice cream.
کودک به مادرش گفت از او یک مخروط یخ میخواهد.
she implored the judge for leniency in her sentencing.
او به قاضی خواهش کرد که در حکم دادگاه او مهربان باشد.
he implored his team to give it their all in the final minutes.
او به تیم خود خواهش کرد که در دقیقههای پایانی تمام توان خود را بکشند.
the desperate man implored passersby for help.
مرد ناامید به گذرنیکها خواهش کرد که کمک کنند.
the ambassador implored the warring factions to negotiate.
سفیر به گروههای درگیر خواهش کرد که مذاکره کنند.
the patient implored the doctor to do something to ease his pain.
بیمار به پزشک خواهش کرد که چیزی بکند تا دردش را کاهش دهد.
the lawyer implored the jury to consider all the evidence.
وکیل به هیت جمعی خواهش کرد که تمام شواهد را در نظر بگیرند.
the company implored its employees to adhere to safety protocols.
شرکت به کارکنانش خواهش کرد که به پروتکلهای ایمنی پایبند باشند.
the activist implored the government to address climate change.
فعال گرایش به دولت خواهش کرد که به تغییرات اقلیمی پاسخ دهد.
the author implored readers to reflect on the story's themes.
نویسنده به خوانندگان خواهش کرد که به موضوعات داستان فکر کنند.
the witness implored the court to believe her testimony.
شاکی به دادگاه خواهش کرد که به گفتههایش باور کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید