implorated

[ایالات متحده]/[ˈɪmplɒrɪteɪd]/
[بریتانیا]/[ɪmˈplɔːrɪteɪd]/

ترجمه

v. (گذشته شدۀ implore) به شدت یا بسیار فریاد زدن به کسی تا چیزی را انجام دهد؛ با کسی درخواست کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

implorated her

خواستار گذشت او شد

implorated them

خواستار گذشت آنها شد

implorated gently

خواستار گذشت او به آرامی شد

implorated silence

خواستار سکوت شد

implorated help

کمک را خواستار شد

implorated earnestly

خواستار گذشت او با صداقت شد

جملات نمونه

the child implored his mother to buy him an ice cream.

کودک به مادرش گفت از او یک مخروط یخ می‌خواهد.

she implored the judge for leniency in her sentencing.

او به قاضی خواهش کرد که در حکم دادگاه او مهربان باشد.

he implored his team to give it their all in the final minutes.

او به تیم خود خواهش کرد که در دقیقه‌های پایانی تمام توان خود را بکشند.

the desperate man implored passersby for help.

مرد ناامید به گذرنیک‌ها خواهش کرد که کمک کنند.

the ambassador implored the warring factions to negotiate.

سفیر به گروه‌های درگیر خواهش کرد که مذاکره کنند.

the patient implored the doctor to do something to ease his pain.

بیمار به پزشک خواهش کرد که چیزی بکند تا دردش را کاهش دهد.

the lawyer implored the jury to consider all the evidence.

وکیل به هیت جمعی خواهش کرد که تمام شواهد را در نظر بگیرند.

the company implored its employees to adhere to safety protocols.

شرکت به کارکنانش خواهش کرد که به پروتکل‌های ایمنی پایبند باشند.

the activist implored the government to address climate change.

فعال گرایش به دولت خواهش کرد که به تغییرات اقلیمی پاسخ دهد.

the author implored readers to reflect on the story's themes.

نویسنده به خوانندگان خواهش کرد که به موضوعات داستان فکر کنند.

the witness implored the court to believe her testimony.

شاکی به دادگاه خواهش کرد که به گفته‌هایش باور کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید