precluded from
از آن بازمانده
precluded access
دسترسی را بازمانده
precluded opportunity
فرصت را بازمانده
precluded possibility
احتمال را بازمانده
precluded evidence
اثبات را بازمانده
precluded options
گزینهها را بازمانده
precluded actions
اقدامات را بازمانده
precluded claims
ادعاها را بازمانده
precluded rights
حقوق را بازمانده
precluded benefits
مزایا را بازمانده
the rain precluded our outdoor plans.
باران برنامههای فضای باز ما را منتفی کرد.
her illness precluded her from attending the meeting.
بیماری او از حضور در جلسه جلوگیری کرد.
the rules precluded any form of cheating.
قوانین هر نوع تقلب را ممنوع میکرد.
his busy schedule precluded him from joining us.
برنامه شلوغ او از همراهی با ما جلوگیری کرد.
financial constraints precluded further investments.
محدودیتهای مالی از انجام سرمایهگذاریهای بیشتر جلوگیری کرد.
the lack of evidence precluded a conviction.
نبودن مدارک از محکومیت جلوگیری کرد.
her prior commitments precluded her participation.
تعهدات قبلی او از مشارکت او جلوگیری کرد.
the weather conditions precluded safe travel.
شرایط آب و هوایی از سفر ایمن جلوگیری کرد.
safety regulations precluded the use of certain equipment.
مقررات ایمنی استفاده از تجهیزات خاص را ممنوع میکرد.
his actions precluded any chance of reconciliation.
اقدامات او هر فرصتی برای آشتی را منتفی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید