barred from entry
جلوگیری از ورود
at the bar
در بار
bar code
کد بار
steel bar
ورق فولادی
behind bars
در بند
status bar
نوار وضعیت
internet bar
بار اینترنت
reinforcing bar
میلگرد
menu bar
نوار منو
bar none
هیچ
progress bar
نوار پیشرفت
title bar
نوار عنوان
coffee bar
بار قهوه
reinforcing steel bar
میلگرد فولادی
iron bar
میل آهنی
snack bar
بار تنقلات
scroll bar
نوار اسکرول
chocolate bar
میله شکلات
oxygen bar
بار اکسیژن
round bar
میله گرد
bar association
انجمن وکلا
He barred all the doors.
او تمام درها را بست.
He barred the door.
او در را بست.
barred prison cells; barred plumage on a bird.
سلولهای زندان بسته؛ پرهای بسته روی یک پرنده.
boulders barred her passage.
تکههای بزرگ سنگریزه مسیر او را مسدود کردند.
nothing is barred in the crime novel.
هیچ چیز در رمان جنایی ممنوع نیست.
his face was barred with light.
چهرهاش با نور روشن شده بود.
Guns are barred in Alice's restaurant.
تفنگها در رستوران آللیس ممنوع هستند.
A fallen tree barred our way.
یک درخت افتاده راه ما را مسدود کرد.
journalists had been barred from covering the elections.
روزنامهنگاران از پوشش انتخابات منع شده بودند.
the job she loved had been barred to her.
جبهای که دوست داشت به او ممنوع شده بود.
a noholds- barred row over the latest political scandal
یک مشاجره بدون محدودیت در مورد آخرین رسوایی سیاسی
NGC 1512 is a barred spiral galaxy in the southern constellation of Horologium.
NGC 1512 یک کهکشان مارپیچی میلهای در صورت فلکی هورولوگیوم در جنوب است.
Those naughty boys barred themselves in for fun.
آن پسران بد خود را برای تفریح درون بستند.
He barred himself in the room and thought about what to do next.
او خود را در اتاق حبس کرد و به این فکر کرد که بعد چه کار باید کرد.
After the member was caught cheating, he was barred from the club.
بعد از اینکه عضو در حال تقلب دستگیر شد، از عضویت در باشگاه منع شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید