profaned trust
اعتماد پایمال شده
profaned space
فضای پایمال شده
profaned name
نام پایمال شده
profaned beliefs
باورهای پایمال شده
profaned values
ارزشهای پایمال شده
profaned rituals
آداب و رسوم پایمال شده
profaned sanctity
قدس پایمال شده
profaned love
عشق پایمال شده
profaned heritage
میراث پایمال شده
profaned words
کلمات پایمال شده
the sacred site was profaned by the graffiti left by vandals.
این مکان مقدس با نوشتههای بیاحترامانه ای که خرابکاران از خود به جا گذاشتند، بیاحترامی شد.
many believe that the traditions were profaned by commercialization.
بسیاری معتقدند که سنتها با تجاریسازی بیاحترامی شدهاند.
he felt that his privacy had been profaned by the media.
او احساس کرد حریم خصوصیاش با رسانه ها بیاحترامی شده است.
they profaned the memorial with their disrespectful behavior.
آنها با رفتار بیاحترامشان یادبود را بیاحترامی کردند.
the artist was upset that his work was profaned by critics.
هنرمند ناراحت بود که اثرش توسط منتقدان بیاحترامی شده است.
some argue that modern music has profaned classical traditions.
برخی استدلال میکنند که موسیقی مدرن سنتهای کلاسیک را بیاحترامی کرده است.
the church community felt that the event profaned their sacred space.
جامعه کلیسا احساس کرد که این رویداد فضای مقدس آنها را بیاحترامی کرده است.
he was accused of having profaned the family name.
او به بیاحترامی به نام خانوادگی متهم شد.
the documentary profaned the legacy of the historical figure.
مستند میراث چهره تاریخی را بیاحترامی کرد.
some fans felt that the sequel profaned the original film's message.
برخی از طرفداران احساس کردند که قسمت دوم پیام فیلم اصلی را بیاحترامی کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید