to propound a theory
ارائه یک نظریه
he began to propound the idea of a ‘social monarchy’ as an alternative to Franco.
او شروع به ارائه ایده یک 'پادشاهی اجتماعی' به عنوان جایگزینی برای فرانکو کرد.
He propounded a new theory on climate change.
او یک نظریه جدید در مورد تغییرات آب و هوایی ارائه داد.
The professor propounded several thought-provoking questions during the lecture.
استاد در طول سخنرانی چندین سؤال فکر برانگیز مطرح کرد.
She propounded her ideas on education reform at the conference.
او ایدههای خود در مورد اصلاح آموزش را در کنفرانس ارائه کرد.
The philosopher propounded a philosophical argument in his latest book.
فیلسوف یک استدلال فلسفی را در جدیدترین کتاب خود ارائه کرد.
The candidate propounded his plan for economic growth during the debate.
نامزد برنامه خود برای رشد اقتصادی را در طول مناظره ارائه کرد.
The scientist propounded a hypothesis based on extensive research.
دانشمند یک فرضیه بر اساس تحقیقات گسترده ارائه کرد.
The author propounded a controversial idea in his novel.
نویسنده یک ایده بحث برانگیز را در رمان خود ارائه کرد.
They propounded a new method for solving the mathematical problem.
آنها یک روش جدید برای حل مسئله ریاضی ارائه کردند.
The speaker propounded a compelling argument in favor of renewable energy.
سخنرانی یک استدلال قانع کننده به نفع انرژی تجدیدپذیر ارائه کرد.
The committee propounded a set of guidelines for ethical behavior in the workplace.
کمیته مجموعه ای از دستورالعمل ها را برای رفتار اخلاقی در محل کار ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید