proscription

[ایالات متحده]/prə(ʊ)'skrɪpʃ(ə)n/
[بریتانیا]/pro'skrɪpʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ممنوعیت; تبعید; محرومیت از حقوق.

جملات نمونه

The government issued a proscription against smoking in public places.

دولت به ممنوعیت استعمال دخانیات در اماکن عمومی رای داد.

There is a proscription on using mobile phones during the exam.

استفاده از تلفن همراه در طول امتحان ممنوع است.

The company has a proscription on disclosing confidential information.

شرکت ممنوعیت افشای اطلاعات محرمانه دارد.

The school has a proscription on bullying and harassment.

مدرسه ممنوعیت زورگیری و آزار و اذیت دارد.

The proscription of alcohol consumption is strictly enforced in this religious community.

مصرف الکل در این جامعه مذهبی به شدت ممنوع است.

The proscription of certain medications can have serious consequences.

ممنوعیت مصرف برخی داروها می تواند عواقب جدی داشته باشد.

The proscription of violence is a fundamental principle of this organization.

ممنوعیت خشونت یک اصل اساسی این سازمان است.

The proscription of discrimination based on race is written in the company's policies.

ممنوعیت تبعیض بر اساس نژاد در سیاست های شرکت درج شده است.

The proscription of plagiarism is emphasized in academic institutions.

ممنوعیت سرقت ادبی در موسسات آموزشی مورد تاکید قرار گرفته است.

There is a proscription against littering in the park.

در پارک ممنوعیت انداختن زباله وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید