add to blacklist
افزودن به لیست سیاه
remove from blacklist
حذف از لیست سیاه
blacklist policy
سیاست لیست سیاه
She was on the company’s blacklist.
او در لیست سیاه شرکت قرار داشت.
blacklist/Whitelist facility provides the ability to disallow access to specified undesirable sites, or to allow access only to known acceptable sites;4.
امکانات لیست سیاه/لیست سفید این امکان را فراهم میکند که دسترسی به وبسایتهای ناخواسته و نامطلوب را غیرمجاز کرده یا فقط به وبسایتهای شناخته شده و قابل قبول اجازه دسترسی دهد؛4.
to be put on a blacklist
قرار گرفتن در لیست سیاه
companies often blacklist customers who don't pay their bills
شرکتها اغلب مشتریانی را که صورتحساب خود را پرداخت نمیکنند، لیست سیاه میکنند.
to blacklist a website
لیست سیاه کردن یک وبسایت
employers may blacklist former employees who have been dishonest
کارفرمایان ممکن است کارمندان سابق را که غیرصادق بودهاند، لیست سیاه کنند.
to blacklist a supplier
لیست سیاه کردن یک تامینکننده
people who engage in fraudulent activities may be blacklisted by authorities
افرادی که در فعالیتهای متقلبانه شرکت میکنند، ممکن است توسط مقامات لیست سیاه شوند.
to remove someone from a blacklist
حذف کردن کسی از لیست سیاه
the government maintains a blacklist of banned substances
دولت یک لیست سیاه از مواد ممنوعه را حفظ میکند.
to blacklist a phone number
لیست سیاه کردن یک شماره تلفن
companies may blacklist certain suppliers due to poor quality or unethical practices
شرکتها ممکن است به دلیل کیفیت پایین یا شیوههای غیراخلاقی، برخی از تامینکنندگان را لیست سیاه کنند.
Other laws recriminalise libel and create a blacklist of (loosely defined) offensive websites.
قوانین دیگر، افترا را مجدداً جزاعامی و فهرستی سیاه از وبسایتهای توهینآمیز (بهطور مبهم تعریفشده) ایجاد میکنند.
منبع: The Economist (Summary)A special representative, like the one who put together this blacklist, is an independent expert.
یک نماینده ویژه، مانند کسی که این فهرست سیاه را تهیه کرد، یک متخصص مستقل است.
منبع: NPR News June 2016 CompilationAre we on some sort of gay blacklist?
آیا ما در یک فهرست سیاه همجنسگرا هستیم؟
منبع: Modern Family - Season 07A credit blacklisting system penalises firms that misbehave.
یک سیستم فهرست سیاه اعتباری، شرکتهایی را که بدرفتار میکنند، مجازات میکند.
منبع: Soren course audioAmerica has blacklisted crypto-wallets associated with North Korean hackers.
آمریکا کیف پولهای رمزنگاری مرتبط با هکرهای کره شمالی را سیاه نمایی کرده است.
منبع: The Economist (Summary)I'm Dalton Trumbo, blacklisted screenwriter, wrote in a bathtub.
من دلتون ترومبو هستم، فیلمنامهنویس سیاه نمایی شده، در وان حمام مینوشتم.
منبع: Modern Family - Season 08Once they are dismissed, they’re almost blacklisted; they don’t find… they find it really difficult to find work elsewhere...they...
وقتی اخراج میشوند، تقریباً سیاه نمایی میشوند؛ آنها نمییابند... آنها مییابند که پیدا کردن کار در جای دیگر واقعاً دشوار است...آنها...
منبع: VOA Video HighlightsYou know, President Trump put Huawei on a Commerce Department blacklist in May.
میدانید، رئیسجمهور ترامپ در ماه می، هوآوی را در فهرست سیاه وزارت بازرگانی قرار داد.
منبع: NPR News October 2019 CollectionCompanies that default on paying their workers will be put on the blacklist.
شرکتهایی که در پرداخت دستمزد کارگران خود کوتاهی میکنند، در فهرست سیاه قرار خواهند گرفت.
منبع: CRI Online December 2017 CollectionThat's right. It was a company called ZTE, and they were on the blacklist.
درست است. این یک شرکت به نام زدتیئی بود و آنها در فهرست سیاه بودند.
منبع: NPR News May 2019 Compilationلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید