ban

[ایالات متحده]/bæn/
[بریتانیا]/bæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ممنوع کردن، منع کردن
n. ممنوعیت

عبارات و ترکیب‌ها

ban smoking

ممنوعیت استعمال دخانیات

ban on fireworks

ممنوعیت آتش‌بازی

ban on gambling

ممنوعیت قمار

ban ki-moon

بان کی مون

ban from

ممنوعیت از

lift the ban

لغو ممنوعیت

جملات نمونه

There is a ban on smoking.

مصرف دخانیات ممنوع است.

a complete ban on smoking.

ممنوعیت کامل استعمال دخانیو

blanket ban on tobacco advertising.

ممنوعیت کامل تبلیغات دخانیو

There is a ban on smoking in petrol stations.

مصرف دخانیات در پمپ بنزین ممنوع است.

a proposal to ban all trade in ivory.

پیشنهادی برای ممنوعیت تجارت همه عاج.

a proposed ban on cigarette advertising.

پیشنهادی برای ممنوعیت تبلیغات سیگار.

the ban is to take effect in six months.

این ممنوعیت ظرف شش ماه اجرا خواهد شد.

the mining ban would remain operative.

ممنوعیت استخراج معدنی همچنان پابرجاست.

a move to ban all trade in ivory.

تلاشی برای ممنوعیت تجارت همه عاج.

they claimed the ban was unlawful.

آنها ادعا کردند که ممنوعیت غیرقانونی است.

There was a ban on political protests during the pilgrimage.

در طول حج، ممنوعیتی بر اعتراضات سیاسی وجود داشت.

a ban on homosexuals in the armed forces.

ممنوعیت همجنس‌گراها در نیروهای مسلح.

scientists are clamouring for a ban on all chlorine substances.

دانشمندان خواستار ممنوعیت همه مواد حاوی کلر هستند.

the government decreed a ban on any contact with the guerrillas.

دولت فرمان داد ممنوعیت هرگونه ارتباط با گروه‌های شورشی.

a worldwide ban is currently under negotiation .

در حال حاضر ممنوعیت جهانی در دست مذاکره است.

a permanent ban on the dumping of radioactive waste at sea.

ممنوعیت دائمی دفع زباله‌های رادیواکتیو در دریا.

a ban on dumping radioactive wastes in the sea.

ممنوعیت دفع زباله‌های رادیواکتیو در دریا.

The government has impeded an import ban unarm.

دولت مانع از ممنوعیت واردات شده است.

The union has imposed a ban on overtime.

اتحادیه ممنوعیت اضافه کاری را تحمیل کرده است.

The new law extends this ban beyond 2002.

قانون جدید این ممنوعیت را فراتر از سال 2002 تمدید می‌کند.

نمونه‌های واقعی

The British Government says it's made a manifesto commitment to ban ivory completely.

اظهارات دولت بریتانیایی مبنی بر متعهد شدن به ممنوعیت کامل عاج.

منبع: CRI Online February 2017 Collection

The Russian national team would be banned from the events.

تیم ملی روسیه از حضور در مسابقات محروم خواهد شد.

منبع: CNN 10 Student English December 2017 Collection

Twitter, on the other hand, has permanently banned him.

در مقابل، توییتر او را به طور دائم تعلیق کرده است.

منبع: VOA Daily Standard June 2021 Collection

Key West is not banning all sunscreens.

کی وست، همه کرم‌های ضد آفتاب را ممنوع نمی‌کند.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

There is no need to ban them.

نیازی به ممنوع کردن آنها نیست.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

We need to renew the assault weapons ban.

ما باید ممنوعیت سلاح‌های تهاجمی را تمدید کنیم.

منبع: VOA Standard December 2015 Collection

Whoever the republican leadership is then banning it.

هر کس که رهبری جمهوری‌خواه باشد، آن را ممنوع می‌کند.

منبع: NPR News May 2013 Compilation

Not to mention the global ban on ivory.

با وجود ممنوعیت جهانی عاج.

منبع: Lost Girl Season 2

Editing human embryos used for reproduction is still banned.

ویرایش جنین‌های انسانی که برای تولید مثل استفاده می‌شوند، هنوز ممنوع است.

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2020 Collection

Some countries have even banned smoking in public places.

برخی از کشورها حتی سیگار کشیدن در اماکن عمومی را ممنوع کرده اند.

منبع: Lai Shih-Hsiung's Beginner American English (Volume 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید