touching

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متحرک، برانگیختن همدردی

prep. در مورد، مربوط به

v. تماس پیدا کردن یا در تماس بودن با؛ به طور احساسی تحت تاثیر قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

as touching

در مورد

جملات نمونه

a touching display of affection

نمایش محبت آمیز و تاثیرگذار

a touching portrayal of love

تصویری دلنشین از عشق

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید